توصیه غذایی برای سفر
لذت هاي سفر
توصیه غذایی برای سفر
یکی از لذت های سفر برای همه ما خوردن غذا و بسیاری از تنقلاتی است که شاید در اوقات دیگر به دلایل گوناگون از آنها پرهیز می کنیم. این موضوع قابل انکار نیست. همه دوست داریم وقتی به شهری سفری می کنیم حتما غذای محلی آن نقطه را مصرف کنیم یا اینکه خودمان دست بکار می شویم و برای اعضای خانواده مواد غذایی تهیه می کنیم
در هر صورت با هر تصمیمی که می گیریم باید به یک سری نکات ایمنی توجه کنیم تا سفر خوش را با رعایت نکردن اصول ایمنی به خودمان و اطرافیانمان تلخ کنیم.
بنابراین با رعایت این چند نکته با خوردن غذایی سالم از سفر بیشتر لذت ببریم:
۱- در صورتی که تمایل به تهیه غذا دارید ، توجه کنید که مواد اولیه ای که تهیه می کنید از کیفیت مناسبی برخوردار باشند. خصوصاً مواد حاوی پروتئین که فساد پذیری بالایی دارند ، گوشتی که خریداری می کنید باید کاملاً تازه باشد و هیچ گونه بوی ماندگی ندهد. شیر یا تخم مرغ مورد استفاده شما باید تازه و در صورت امکان استاندارد و بهداشتی باشد ، از خریداری مواد غذایی در کنار جاده پرهیز کنید زیرا از کیفیت آنها اطلاع کافی ندارید.
۲- از خریداری غذاها یا میان وعده های بین راه مثلاً حبوبات پخته، لوبیا و باقالی ، لواشک ها، فلافل، سمبوسه ها و پیراشکی ها خودداری کنید.
۳- به طور کلی در طول سفر نوع غذا مهم است . با توجه به این که رطوبت زیاد ، رشد و تکثیر میکروب ها را بیشتر می کند ، سعی کنید از غذاهای نیمه خشک با رطوبت کم استفاده کنید . مانند: عدس پلو، لوبیا پلو، ماکارونی و…
۴- غذای مورد مصرف باید کاملاً پخته شود: ممکن است با توجه به مدت تعطیلات و احتمالاً تعجیل در ساعت حرکت در تهیه غذا کوتاهی شود ، به گونه ای که غذا به ویژه گوشت ها به طور کامل پخته نشده و همین سبب آلودگی و فساد آن شود.
برای اطمینان از پخت گوشت، می توان از ترمومتر استفاده کرد ، هم چنین از ظاهر گوشت می توان به میزان پخت آن پی برد، به عنوان مثال رنگ گوشت پخته باید قهوه ای باشد، ولی اکثر مواقع مغز( درون) کباب کوبیده یا برگ، قرمز رنگ است .
۵- از خوردن غذاهای نیمه پخته و خام به طور جدی خودداری کنید: در حین سفر ممکن است در یک منطقه روستایی توقف کنید و شما را به خوردن شیر تازه دوشیده شده از دام یا بستنی و پنیر محلی دعوت کنند(تحت عنوان این که غذاها در روستا طبیعی هستند) که در این گونه موارد باید از خوردن آنها خودداری کنید. هم چنین از خوردن تخم مرغ نیم پز (عسلی) نیز به طور جدی بپرهیزید.
۶-در هنگام توقف، قبل از صرف غذا، آن را به طور کامل حرارت دهید، زیرا در زمان نگه داری غذا در سفر( فاصله بین زمان پختن و خوردن) میکروب ها در مواد غذایی رشد می کنند ، بنابراین باید هنگام استفاده ازغذا آن را تا دمای ۷۰ درجه سانتی گراد حرارت داد تا به طور کامل داغ شود. بنابراین از خوردن غذاهایی که به طور سطحی گرم یا تفت داده شده خودداری کنید.
۷- هنگام استفاده از غذاهای محلی ، ازافراد بومی راهنمایی بخواهید: استفاده ازغذاهای محلی نیاز به شناخت کیفیت آن دارد ، به عنوان مثال ، اگر به استان های شمالی کشور سفر می کنید ، هنگام خوردن ماهی و … از افراد بومی راهنمایی بخواهید.
چنانچه به مناطق کوهستانی مسافرت می کنید ، هنگام مصرف قارچ های خوراکی طبیعی ، از راهنمایی افراد بومی مجرب استفاده کنید و درغیراین صورت از خوردن قارچ به طور جدی خودداری کنید.
۸-در طول سفر ازآب سالم استفاده کنید: اگردرکنار جوی آبی توقف کرده اید تا غذا را در آن جا میل کنید. دراین حالت ممکن است به فکر استفاه ازآب بیفتید ، ولی ازماهیت آن اطلاع کامل نداشته باشید. بنابراین بهتراست آب را قبل از مصرف بجوشانید، به ویژه اگر بخواهید برای کودکان ، غذا تهیه کنید.
۹-قبل از صرف غذا، دست ها را خوب بشویید: در سفر ممکن است برای بازدید چرخ های ماشین به آنها دست بزنید یا اگر از وسایل نقلیه عمومی مانند اتوبوس یا قطار استفاده می کنید به دلیل دست زدن به صندلی ها و یا پنجره و… ممکن دست شما آلوده شود ، پس چنانچه می خواهید غذا میل کنید قبل از آن ، دست های خود را بشویید.
همین طور اگر با وسیله نقلیه شخصی در حال سفر هستید و امکان توقف در سبزه زار برای خوردن غذا وجود دارد، ممکن است بین توقف تا صرف غذا شما به چمن وغیره دست بزنید، بنابراین باید قبل از خوردن غذا دست خود را بشویید.
توصیههای بهداشتی برای سفر
گرچه مسافرتهای خانوادگی میتوانند مایه آرامش و تفریح باشند، در صورتی که مشکلات پزشکی غیرمنتظری در حین آنها رخ دهد، ممکن است بسیار تنشزا شوند.
والدین باید در حین سفر آمادگیهای لازم برای مشکلات بهداشتی احتمالی در طراحی برنامه تعطیلات خورد بگنجانند.
به رعایت این نکات در مورد ٱمادگیهای بهداشتی در سفر توجه داشته باشید:
اول یک کیت بهداشتی سفر ایجاد کنید حاوی داروهایی که اعضای خانواده به طور مرتب مصرف میکنند و نیز داروهایی برای بیماریهای ناگهانی مانند گرفتگی بینی یا دانههای پوستی.
در این بسته دارویی یک داروی تببر، یک داروی آنتیهیستامین،باند و یک پماد آنتیبیوتیک موضعی هم قرار دهید؛ داروی ضداسهال برای موارد اسهال مسافرتی توصیه نمیشود.
در این مورد بهتر است با دکترتان در مورد آنتیبیوتیکهایی که عفونتهای باکتریایی عامل اسهال مسافرتی را درمان میکنند، مشورت کنید.
والدین همچنین مشخصات خاص سفر تعطیلاتیشان هم توجه داشته باشند،مثلا اگر به نقاط آفتابی سفر میکنید، کرم ضدآفتاب با خود ببرید یا برای تسکین درد آفتابسوختگی ژل ٱلوئه ورا همراه داشته باشید. [کرم ضدآفتاب بزنید]
اگر در حین سفر مدت درازی را در محیطهای سرباز و طبیعی میگذرانید، پشهبند و کرمهای دافع حشرات و داروهای تسکیندهنده آسیب ناشی از گزنه به همراه داشته باشید.
در مورد موضوعات بهداشتی مورد وسیله سفر خود هم فکر کنید. مثلا اگر با هواپیما سفر میکنید، ممکن است به علت تغییر فشار هوا دچار درد گوش شوید. شیردادن به یک کودک کمسن در حین بلندشدن و فرودٱمدن هواپیما با ایجاد حالت مکیدن و فرودادن در او میتواند به تسکین درد گوش کمک کند و در کودکان بزرگتر جویدن آدامس یا بادکردن آدامس بادکنکی میتواند این درد را رفع کند.
اگر کودک شما به "بیماری حرکت" (motion sickness) حساس است، او را در وسط هواپیما روی بالها ننشانید.
اگر با ماشین سفر میکنید، برای جلوگیری از بیماری حرکت نگذارید کودکان در ماشین مطالعه کنند یا به پایین نگاه نکنند. اگر آنها احساس ناخوشی کردند، باید به نقطهای در جلویشان خیره شوند.
هنگامی که جایی را برای اقامت در محل سفرتان رزرو میکنید، بهتر است محلی را انتخاب کنید که نزدیکترین فاصله را با یک درمانگاه اورژانس داشته باشد.
شماره تلفن دکترتان را همراه داشته باشید تا در صورتی که سوال پزشکی داشته باشید، بتوانید با او تماس بگیرید.
بالاخره اینکه توجه داشته باشید که مسافرت روال عادی زندگیتان را به هم میریزد، و در نتیجه ممکن است کودکان بدخلق و بهانهگیر شوند. بنابراین آرامش خود را حفظ کنید و انتظار داشته باشید که رفتارهای فرزندانتان مثل همیشه نباشد.
چون اراده سفركنى سزاوار آن است كه روزه بدارى روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را و اختيار نمائى روز شنبه را يا روز سه شنبه را يا روز پنجشنبه را و اجتناب كن از سفر كردن در روز دوشنبه و چهارشنبه و پيش از ظهر روز جمعه و از سفر كردن در اين ايّام كه در اين نظم واقع شده :
|
هفت رُوزى نحس باشد در مَهى |
زان حذر كن تا نيابى هيچ رنج |
|
سه وپنج وسيزده با شانزده |
بيست ويك با بيست وچهار وبيست وپنج |
در بعضى روايات نقل شده كه بيست و يكم سفر كردن خوبست و در روز هشتم و بيست و سيّم خوب نيست . و سفر مكن در محاق شهر و در حاليكه قمر در برج عقرب باشد و اگر ضرورتى حاصل شود براى سفر كردن در اين اوقات دعاهاى سفر را بخوان و تصدّق كن و هر وقت كه خواهى به سفر رو و روايت شده كه مردى از اصحاب حضرت امام محمد باقرعليه السلام اراده سفرى كرد خدمت آن حضرت رسيد تا وداع كند با آن جناب حضرت به او فرمود كه پدرم على بن الحسين عليه السلام هرگاه اراده مى نمود كه بيرون رود بسوى بعض املاك خود مى خريد سلامتى خود را از خدا به آنچه آسان بود براى او يعنى به دادن صدقه به هر چه كه ممكن بود و اين در وقتى بود كه پاى خود را در ركاب مى گذاشت و چون به سلامت از سفر مراجعت مى كرد شكر مى كرد خدا را و تصدّق مى داد به آنچه كه ممكن بود آن مرد وداع كرد و رفت و بجا نياورد آنچه را كه آن حضرت فرموده بود پس هلاك شد در راه اين خبر به امام محمد باقرعليه السلام رسيد فرمود اين مرد پند داده شد اگر مى پذيرفت و سزاوار است كه پيش از متوجّه شدن غسل بكنى پس جمع مى كنى اهل خود را نزد خود و دو ركعت نماز مى گذارى و از خدا خير خود را سؤ ال مى نمائى و آية الكرسى مى خوانى و حمد و ثناى الهى بجا مى آورى و صلوات بر حضرت رسول و آل او صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ مى فرستى و مى گوئى :
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْدِعُكَ الْيَوْمَ
خدايا به من بعنوان وديعت به تو سپردم در اين روز
نَفْسِى وَاَهْلى وَمالى وَوُلْدى وَمَنْ كانَ مِنّى بِسَبيلٍ الشّاهِدَ مِنْهُمْ
خودم و خاندانم و مال و فرزندانم و هر كه را با من راهى دارد حاضرشان
وَالْغآئِبَ اَللّهُمَّ احْفَظْنا بِحِفْظِ الاِْيْمانِ وَاحْفَظْ عَلَيْنا اَللّهُمَّ اجْعَلْنا
و غائبشان را خدايا حفظ كن ما را به حفظ ايمان و نگهبان بر ما باش خدايا ما را
فى رَحْمَتِكَ وَلا تَسْلُبْنا فَضْلَكَ اِنّا اِلَيْكَ راغِبُونَ اَللّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ
در كنف رحمت خويش قرار ده و فضلت را از ما سلب مفرما كه ما به تو مشتاقيم خدايا به تو پناه بريم
مِنْ وَعْثآءِ السَّفَرِ وَكابَةِ الْمُنْقَلَبِ وَسُوَّءِ الْمَنْظَرِ فِى الاْهْلِ وَالْمالِ
از رنج سفر و اندوهناك برگشتن و بدى ديدار در خاندان و مال
وَالْوَلَدِ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اَللّهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ هذَا التَّوَجُّهَ طَلَباً
و فرزند در دنيا و آخرت خدايا من بتو رو كنم در اين رو كردن بخاطر اينكه جوياى
لِمَرْضاتِكَ وَتَقَرُّباً اِلَيْكَ [اَللّهُمَّ] فَبَلِّغْنى ما اُؤَمِّلُهُ وَاَرْجُوهُ فيكَ وَفى
خوشنودى تو و تقرب جستن بدرگاهت هستم خدايا پس برسانم به آرزويم و آنچه از تو و
اَوْلِيآئِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
اوليائت اميد دارم اى مهربانترين مهربانان
پس وداع كن اهل خود را و برخيز و بر در خانه بايست و تسبيح حضرت فاطمه سلام الله عليها را بخوان و سوره حمد را از پيش رو و از جانب راست و از جانب چپ بخوان و همچنين آية الكرسى را از سه جانب بخوان و بگو:
اَللّهُمَّ اِلَيْكَ وَجَّهْتُ
خدايا بسوى تو گرداندم
وَجْهى وَعَلَيْكَ خَلَّفْتُ اَهْلى وَمالى وَما خَوَّلْتَنى وَقَدْ وَثِقْتُ بِكَ فَلا
رويم را و به اميد تو بجاى گذاردم خانواده و مالم و آنچه را به من مرحمت فرمودى و به تو اطمينان كردم پس
تُخَيِّبْنى يا مَنْ لا يُخَيِّبُ مَنْ اَرادَهُ وَلا يُضَيِّعُ مَنْ حَفِظَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ
نااميدم مكن اى كه نا اميد نكند هر كه را به او توجه كند و ضايع نكند هر كه را او محافظتش كند خدايا درود
عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَاحْفَظْنى فيما غِبْتُ عَنْهُ وَلا تَكِلْنى اِلى نَفْسى
فرست بر محمد و آلش و محافظت كن آنچه را مربوط به من است و من از آنها دورم و مرا بخودم وامگذار
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَلدُّعاءَ
اى مهربانترين مهربانان
پس بخوان سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ را يازده مرتبه و سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ وآية الكرسى وسوره قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ پس دست بر جميع بدن خود بمال و تصدّق كن به هر چه ميسر باشد و بگو:
اَللّهُمَّ اِنّى اشْتَرَيْتُ
خدايا من خريدم
بِهذِهِ الصَّدَقَةِ سَلامَتى وَسَلامَةَ سَفَرى وَما مَعى اَللّهُمَّ احْفَظْنى
بوسيله اين صدقه سلامتى خود و سلامتى سفرم را و آنچه همراه من است خدايا حفظ كن مرا
وَاحْفَظْ ما مَعِىَ وَسَلِّمْنى وَسَلِّمْ ما مَعِىَ وَبَلِّغْنى وَبَلِّغْ ما مَعِىَ
و محافظت كن آنچه همراه دارم و به سلامت بدار مرا و آنچه را كه همراه من است و برسان مرا و آنچه
بِبَلاغِكَ الْحَسَنِ الْجَميلِ
همراه من است برساندن نيكو و زيبايت
و با خود بردار عصائى از چوب درخت بادام تلخ كه روايت شده كه هر كه به سفرى رود و با خود بردارد عصاء بادام تلخ و بخواند وَ لَمّا تَوَجَّهَ تِلْقآءَ مَدْيَنَ تا وَاللّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكيلٌ و اين در سوره قصص است حق تعالى او را ايمن گرداند از هر سَبُع دَرّنده و از هر دزد ظلم كننده و از هر حيوان صاحب زهرى تا به خانه خود برگردد و با او باشد هفتاد و هفت ملك كه طلب آمرزش كند براى او تا برگردد و عصا را بگذارد و سُنّت است كه با عمامه بيرون روى و سر عمامه در زير حنك بگردانى تا اينكه به تو آسيبى نرسد از دزد و غرق شدن و سوختن و قدرى از تربت امام حسين عليه السلام با خود بَردار و در وقت برداشتن بگو:
اَللّهُمَّ هذِهِ طينَةُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ وَلِيِّكَ وَابْنِ وَلِيِّكَ
خدايا اين خاك قبر حسين عليه السلام ولى تو و فرزندولى تو است
اِتَّخَذْتُها حِرْزا لِما اَخافُ وَما لا اَخافُ
كه آن را پناهگاه خود قرار دادم براى آنچه از آن ترسم و آنچه نترسم
و با خود بردار انگشتر عقيق و فيروزج و خصوص انگشترى كه عقيق آن زرد باشد و بر يك طرفش نقش باشد ماشاَّءَاللّه لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ اَسْتَغْفِرُاللّهَ و برطرف ديگرش محمّد و على ، سيّد بن طاوس در امان الاخطار روايت كرده از ابومحمّد قاسم بن علا از صافى خادم امام علىّ النقى عليه السلام كه گفت رخصت طلبيدم از آن حضرت كه به زيارت جدّش امام رضاعليه السلام بروم فرمود كه با خود انگشترى داشته باش كه نگينش عقيق زرد باشد و نقش نگين ماشآءَاللّهُ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ اَسْتَغْفِرُاللّهَ باشد و بر روى ديگر نگين محمّد و على نقش كرده باشند چون اين انگشتر را با خود دارى امان يابى از شرّ دزدان و راهزنان و براى سلامتى تو تمامتر است و دين ترا حفظ كننده تر است خادم گويد بيرون آمدم و انگشترى كه حضرت فرمود بهم رسانيدم و برگشتم كه وداع كنم چون وداع آن حضرت كرده برگشتم و دور شدم فرمود كه مرا برگردانند چون برگشتم فرمود اى صافى گفتم لَبَّيْكَ يا سَيّدِى فرمود كه انگشتر فيروزه هم بايد با خود داشته باشى بدرستى كه ميان طوس و نيشابور شيرى بر خواهد خورد به تو و قافله را منع خواهد كرد از رفتن تو پيش برو و اين انگشتر را به شير بنما و بگو مولاى من مى گويد كه دور شو از راه و بايد كه بر يك طرف نگين فيروزه اَللّهُ الْمَلِكُ نقش كنى و برطرف ديگر اَلْمُلْكُ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ زيرا كه نقش انگشتر اميرالمؤ منين عليه السلام اَللّهُ الْمَلِكُ بود چون خلافت بر آن جناب برگشت اَلْمُلْكُ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ نقش كرد و نگينش فيروزه بود .
و چنين نگين امان مى بخشد از حيوانات درنده و باعث ظفر و غلبه مى شود در جنگها صافى گويد كه رفتم به سفر و به خدا سوگند در همان مكان كه حضرت فرموده بود شير بر سر راه آمد و آنچه فرموده بود به عمل آوردم و شير برگشت چون از زيارت برگشتم آنچه گذشته بود به خدمت آن جناب عرض كردم فرمود كه يك چيز ماند نگفتى اگر خواهى من نقل كنم گفتم اى آقاى من شايد فراموش كرده باشم فرمود كه شبى در طوس نزديك قبر شريف شب را بسر مى بردى گروهى از جنّيان به زيارت قبر آن حضرت آمده بودند آن نگين را در دست تو ديدند و نقش آن را خواندند پس آن را از دست تو بدر آورده بردند به نزد بيمارى كه داشتند و آن انگشتر را در آبى شسته آب آن را به بيمار خود خورانيدند و بيمارشان صحّت يافت پس انگشتر را برگردانيدند و تو در دست راست كرده بودى ايشان در دست چپ تو كردند تو از اين مطلب تعجّب بسيار كردى و سبب آن را ندانستى و نزديك سَرِ خود ياقوتى يافته برداشتى و الحال همراه تو است ببر بازار و آن را به هشتاد اشرفى خواهى فروخت و اين ياقوت هديّه آن جِنّيانست كه براى تو آورده بودند خادم گفت ياقوت را به بازار بردم و به هشتاد اشرفى فروختم همچنانكه سيّدم فرموده بود و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه كسى كه بخواند آية الكرسى را در سفر در هر شب سالم بماند و سالم بماند آنچه با اوست و بگويد:
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَسيرى عِبَراً وَ صَمْتى تَفَكُّراً وَ كَلامى ذِكْراً
خدايا قرار ده مسير مرا عبرت و خاموشيم را تفكر و سخنم را ذكر
و از حضرت امام زين العابدين عليه السلام مرويستكه فرمود من پروا نمى كنم هرگاه بگويم اين كلمات را اگر جمع شوند براى ضرر من جنّ و انس :
بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَمِنَ اللّهِ وَاِلَى اللّهِ
به نام خدا و به خدا و از خدا و بسوى خدا
وَفى سَبِيلِ اللّهِ اَللّهُمَّ اِلَيْكَ اَسْلَمْتُ نَفْسى وَاِلَيْكَ وَجَّهْتُ وَجْهى
و در راه خدا خدايا به تو تسليم كردم خودم را و بدرگاه تو گرداندم رويم را
وَاِلَيْكَ فَوَّضْتُ اَمْرى فَاحْفَظْنى بِحِفْظِ الاِْيْمانِ مِنْ بَيْنِ يَدَىَّ وَمِنْ
و به تو واگذاردم كارم را پس نگهداريم كن به نگهدارى ايمان از پيش رويم و از
خَلْفى وَعَنْ يَمينى وَعَنْ شِمالى وَمِنْ فَوْقى وَمِنْ تَحْتى وَادْفَعْ
پشت سرم و از راستم و از چپم و از بالاى سرم و از زير پايم و پشتيبانى كن
عَنّى بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ فَاِنَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ
از من به قدرت و نيروى خودت زيرا كه قدرت و نيروئى نيست جز به خداى والاى بزرگ
مؤ لّف گويد ادعيه و آداب سفر بسيار است و ما در اينجا اقتصار مى كنيم بذكر چند ادب :
اوّل: آنكه سزاوار است براى شخص هرگاه سوار مى شود بِسْمِ اللّه را ترك نكند .
دوّم: آنكه نفقه خود را حفظ كند و در جاى محكم بگذارد زيرا كه روايت شده كه از فِقْهِ مسافر است حفظ كردن نفقه خود .
سيّم: آنكه در سفر اعانت رفقا كند و از خدمت و كار كردن در حوائج ايشان مضايقه نكند تا حق تعالى بَرْطرف كند از او هفتاد و سه اندوه و پناه دهد او را در دنيا از همّ و غمّ و برطرف كند از او اندوه بزرگ روز قيامت را و روايت است كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام سفر نمى كرد مگر با اشخاصى كه نشناسند آن حضرت را براى آنكه در راه اعانت آنها نمايد زيرا كه هر گاه مى شناختند آن جناب را نمى گذاشتند كه آن حضرت كارى بكند و از اخلاق شريفه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله نقل شده كه وقتى با اصحاب در سفر بود خواستند گوسفندى بكشند يكى گفت كشتن گوسفند با من ديگرى گفت كندن پوست او با من و ديگرى گفت پختن او با من حضرت فرمود جمع كردن هيزمش با من گفتند يا رسول اللّه اين كا را ما خواهيم كرد شما زحمت نكشيد فرمود مى دانم شما اين كار را خواهيد كرد لكن من خوشم نمى آيد كه از شما امتيازى پيدا كنم زيرا كه حق تعالى كراهت دارد كه ببيند بنده خود را كه فضيلت داده خودش را به رفقايش وبدانكه ثقيل ترين مردم درسفر نزد رفقا آن كسى است كه با آنكه اعضايش صحيح و سالمست تنبلى مى كند و مشغول كارى نمى شود و منتظر است كه رفقاى او كارهاى او را بكنند .
چهارم: آنكه مسافر مصاحبت كند با كسى كه نظير او باشد در انفاق كردن .
پنجم: آنكه نياشامد از آب هر منزلى مگر بعد از آنكه ممزوج كند او را به آب منزل قبل و شايسته و لازم است براى مسافر كه با خود بردارد از خاك بلد خويش و از طينتى كه تربيت بر آن شده است و هر منزلى كه وارد مى شود مقدارى از آن خاك بريزد در ظرف آب خود و آن را حركت دهد پس بگذارد تا آب صاف شود آن وقت بنوشد .
ششم: آنكه اخلاق خود را نيكو كند و حلم را زينت خود كند و بيايد در آداب زيارت حضرت امام حسين عليه السلام آنچه مناسب اينجا است .
هفتم: آنكه توشه از براى سفر خود بردارد و از شَرف آدمى است كه توشه خود را نيكو گرداند بخصوص در سفر مكه بلى در سفر زيارت امام حسين عليه السلام توشه را از چيزهاى لذيذ قرار دادن مانند بريانى و حلواها وغيره محبوب نيست چنانكه بيايد اين مطلب در باب زيارت آن حضرت . و ابن اعسم گفته :
|
مِنْ شَرَفِ الاِْنْسانِ فِى الاْسْفارِ |
تَطْييبُهُ الزّادَ مَعَ الاِْكْثارِ |
|
از شرافت انسان در سفرها |
توشه خوب و فراوان برداشتن است |
|
وَلْيُحْسِنِ الاِْنْسانُ فِى حالِالسَّفَرِ |
اَخْلاقَهُ زِيادَةً عَلَى الْحَضَرِ |
|
انسان بايد در حال سفر |
بيش از وقتى كه در خانه است اخلاقش را نيكو كند |
|
وَلْيَدْعُ عِنْدَ الْوَضْعِ لِلْخِوانِ |
مَنْ كانَ حاضِراً مِنَ الاِْخْوانِ |
|
و هنگامى كه سفره را بگستراند بخواند بر سر آن |
هر كه از برادران دينيش كه حاضرند |
|
وَلْيُكْثِرِ الْمَزْحَ مَعَ الصَّحْبِ اِذا |
لَمْ يُسْخِطِ اللّهَ وَلَمْ يَجْلِبْ اَذى |
|
و بايد با همراهان شوخى زياد كند در صورتى كه |
موجب خشم خدا نشود و توليد ناراحتى نكند |
|
مَنْ جآءَ بَلْدَةً فَذا ضَيْفٌ عَلى |
اِخْوانِهِ فيها اِلى اَنْ يَرْحَلا |
|
كسى كه به شهرى درآيد ميهمان برادران دينى آن |
شهر است تا وقتى كه از آنجا كوچ كند |
|
يُبَرُّ لَيْلَتَيْنِ ثُمَّ لْيَاءْكُلِ |
مِنْ اَكْلِ اَهْلِ الْبَيْتِ فى الْمُسْتَقْبَلِ |
|
تا دو شب بخوبى پذيرائى شود سپس بخورد |
از خوراك معمولى اهل آن خانه تا در آنجا است |
هشتم: آنچه خيلى مهم است در سفر مراعات آن محافظت بر نمازهاى فريضه است كه بجا آورده شود با شرايط و حدود در اوايل اوقات چه آنكه بسيار مشاهده شده از حجّاج و زوّار كه در طريق مسافرت ضايع كردند نمازهاى فريضه خود را به جهت آنكه در وقت بجا نياوردند يا بجاآوردند سواره و در محمل يا با تيمم يا با نجاست بدن يا جامه و امثال اينها كه تمام از بى مبالاتى و استخفافشان به شاءن نماز بوده و حال آنكه در روايت است از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود نمازِ فريضه بهتر است از بيست حج و يك حجّ بهتر است از خانه اى كه پر از طلا باشد و آن طلاها را تصدّق دهند تا تمام شود و ترك مكن بعد از نمازهاى مقصوره گفتن سى مرتبه سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ را كه تاءكيد در آن وارد شده است . آداب سفر
در حديث معتبر منقول است از حضرت امام جعفر صادق (ع) كه حضرت لقمان پسر خود را نصيحت فرمود: چون سفر كنى با گروهى، مشورت با ايشان بكن در كارهاى خود و كارهاى ايشان، و در روى ايشان تبسم بسيار بكن و در توشه خود صاحب كرم باش در ميان ايشان و چون تو را به ضيافت بطلبند قبول كن و اگر از تو مدد طلبند يارى ايشان بكن و به سه چيز بر ايشان غلبه كن: به بسيارى خاموشى و بسيارى نماز و سخاوت و جوانمردى در هر چه با خوددارى از چهار پا و مال و توشه؛ و اگر گواهى از تو بطلبند يا بر امر حقى خواهند تو را گواه كنند و چون با تو مشورت كنند تا توانى سعى كن كه رأى نيكو از براى ايشان اختيار كنى و زود عزم مكن و رأى خود را با ايشان مگو تا تأمل كنى و فكر كنى، و جواب ايشان مگو در مشورت ايشان تا آن كه در آن فكر برخيزى و بنشينى و بخوابى و چيزى بخورى و نماز كنى و در اثناى اين احوال فكر خود و حكمت خود را در مشورت ايشان به كار فرمايى، زيرا كه هر كه خيرخواهى خود را براى كسى كه با او مشورت كند خالص نگرداند، حق تعالى رأى و عقل او را سلب مىكند و امانت را از او برمىدارد و هرگاه ببينى كه رفيقان تو پياده مىروند، با ايشان پياده برو و هرگاه ببينى رفيقان كارى مىكنند با ايشان بكن و اگر تصدقى كنند يا قرضى دهند تو نيز با ايشان بده و بشنو سخن كسى را كه از تو بزرگتر باشد. و هرگاه رفيقان كارى به تو فرمايند يا چيزى از تو سؤال كنند، بگو: "بلى"، و "نه" مگو، كه "نه" گفتن علامت عجز و موجب ملامت است. و چون راه را گم كنيد و حيران بمانيد فرود آييد و اگر در راه مقصود شك كنيد بايستيد و با يكديگر مشورت كنيد و مصلحت ببينيد. اگر يك كسى را ببينيد خبر راه از او مپرسيد و مصلحت از او نبينيد كه يك شخص در بيابان اين كس را به شك مىاندازد كه شايد جاسوس دزدان باشد يا شيطان كه خواهد شما را حيران كند. از دو شخص نيز حذر كنيد مگر آن كه چيزى چند از علامتها و قرينهها ببينيد. اى فرزند چون وقت نماز درآيد از براى امرى آن را تأخير مينداز و نماز را به جا آور كه هر چند بيشتر ادا مىكنى سبك بار مىشوى. و نماز را با جماعت بخوان، هر چند بر سر نيزه باشى. و بر روى چهار پا خواب مكن كه اين از كردار دانايان نيست مگر آن كه در ميان كجاوه باشى كه ممكنت باشد كه بخوابى براى سستى مفاصل و چون نزديك شوى به منزل از چهارپاى خود فرود آى كه آن چهارپا ياور توست. و ابتدا كن به علف دادن پيش از آن كه چيزى بخوريد و چون خواهيد كه فرود آييد، پس اختيار كنيد از بقعههاى زمين مكانى را كه خوش رنگتر و خاكش نرمتر و پر گياهتر باشد. و چون فرود آيى، پيش از آن كه بنشينى دو ركعت نماز بكن و چون به قضاى حاجت بروى بسيار دور برو. پس چون خواهى كه بار كنى دو ركعت نماز بكن. پس از آن زمين را وداع كن و سلام كن بر آن زمين و اهل آن زمين كه هر بقعهاى از زمين را اهلى چند از ملائكه هست. و اگر توانى مخور هيچ طعامى را مگر آن كه قدرى از آن را تصدق كنى و بر تو باد به خواندن قرآن مادامى كه سوار باشى و بر تو باد به تنزيه و ياد خدا كردن تا مشغول كار باشى و بر تو باد به دعا كردن در وقتى كه تنها و بيكار باشى. و زينهار كه در اول شب راه مرو، بلكه در اول شب فرودآى و در نصف آخر شب راه رو و زنهار كه در راه رفتن صدا بلند مكن.
از حضرت اميرالمؤمنين (ع) منقول است كه مروت و مردى در حضر، خواندن قران است و همنشينى با علما كردن و تفكر در فقه و علوم كردن و محافظت بر نمازهاى جماعت كردن و اما مروت سفر، پس توشه خود را صرف كردن، مخالفت رفيقان نكردن، و خدا را در هر بلندى و پستى و فرود آمدن و ايستادن و نشستن بسيار ياد كردن است.
در روايت ديگر از حضرت صادق (ع) منقول است كه مروت سفر، توشه بسيار برداشتن و پاكيزه گردانيدن توشه است و عطا كردن به جمعى كه رفيق تواند و آن كه بعد از مفارقت از رفيقان رازهاى ايشان را كه بر آنها مطلع شدهاى بپوشانى و مزاح و خوش طبعى بسيار بكنى در چيزى كه خدا را به خشم نياورد.
در حديث ديگر فرمود: از مروت نيست كه نقل كند آدمى چيزى چند را كه در سفر ديده است.
و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه توشه مسافر "حدى" (آوازى كه شتربانان به هنگام سفر مىخوانند) خواندن است و خواندن شعرى چند كه در آن حرامى و باطلى نباشد.
از حضرت صادق (ع) منقول است كه چون با جماعتى رفيق شوى، مگو اين جا فرود آييد يا اين جا فرود مي آييد، كه در ميان ايشان كسى هست كه اين كار را بكند اگر تو به ايشان بگذارى.
در احاديث معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه هر كه اعانت كند مؤمن مسافرى را، حق تعالى از او هفتاد و سه شدت از شدتهاى دنيا را بردارد و او را امان دهد از غم و اندوه؛ و هفتاد غم و شدت در آخرت از او بردارد در وقتى كه از شدت احوال قيامت، نفسهاى مردم گرفته باشد.
منابع:
سايت حوزه
«تعطیلات سال نو در پیش است و عده بسیاری از هموطنان عزیز به سفر می روند، چه مسافرتهای دیداری و صله رحم، چه برای زیارت، چه به قصد تفریحات سالم، که هر سه نوع آن خوب و پسندیده است. به همین مناسبت، نگاهی به سفر از دید معارف اسلامی داریم، تا سفرهایمان هم مکتبی و خداپسندانه باشد.»
بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی!
امام صادق(ع) در حدیثی فرموده است:
مسافرت باید برای یکی از این سه امر باشد:
1 - تهیه توشه آخرت 2 - تامین معاش و زندگی 3 - لذت مباح و تفریح غیر حرام بنابراین، در سفرها باید آدابی را که از پیشوایان دین نقل شده است، به عنوان رهنمود گرفتن از مکتب، رعایت کرد.
فواید مسافرت بسیار است. کسب تجربه و پخته شدن، آشناییها و ارتباطات جدید، از آن جمله است.
سفر، آزموده کند مرد را هم از دل براند غم و درد را ز گیتی بدو نیک، بنمایدش وز آن گنج دانش بیفزایدش
نگاهی به مجموعه روایات اسلامی، نکاتی را به عنوان «آداب سفر» به ما می آموزد که مهمترین آنها، آموختن «آیین همراهی و همسفری » است. تاکید شده است که پیش از سفر، همسفر مناسبی پیدا کنید. چرا که مسافرت تنهایی مکروه است. رسول خدا(ص) از سه کس مذمت کرده است:
یکی آنکه غذایش را تنها می خورد.
یکی آنکه در خانه ای تنها می خوابد.
سوم آنکه تنها به مسافرتهای دور و دراز می رود.
آداب دیگر سفر را طبق تعالیم دینی، فهرست وار اینگونه می یابیم:
1 - خداحافظی کردن از خانواده و بستگان از سوی مسافر، بدرقه کردن کسی که به سفر می رود، از سوی اهل خانه و بستگان.
2 - شروع کردن سفر با «صدقه »، جهت سلامتی و رفع و دفع بلاها.
3 - خواندن دو رکعت نماز، دعا کردن و جان و مال خانواده را به خدا سپردن و بر او توکل کرد.
4 - خواندن این دعا: «بسم الله، آمنت بالله، توکلت علی الله، ماشاء الله، لا حول و لا قوة الا بالله.»
5 - برداشتن عصا، یا وسیله ای جهت دفع شر و خطرات احتمالی و حمل ابزار دفاعی.
6 - همراه داشتن مسواک و شانه و لباس و ظرف.
7 - همراه برداشتن مواد غذایی و خوراکهای مورد نیاز و رهتوشه سفر.
8 - همراه داشتن داروهای مورد نیاز، سوزن، نخ، طناب و زیرانداز.
9 - رعایت اخلاق خوب با همسفر در طول مسافرت.
10 - در سفر، بار بر دوش دیگران نبودن، خرج خود را به گردن دیگران نینداختن.
11 - مراعات حال همسفر، در صورتی که خسته یا مریض باشد.
12 - همکاری در کارها، برعهده گرفتن کارهای سنگین در مسافرت.
13 - گوش کردن به حرف بزرگترها.
14 - مشورت با همسفران در انجام کارها و تصمیم گیریها.
15 - مواظبت بر خواندن نماز در اول وقت.
16 - پس از سفر، نقل نکردن سختیها و ناملایمات مسافرت.
17 در بازگشت از سفر، برای اهل خانه، هدیه و سوغات آوردن 18 - هنگام مراجعت از مسافرت به وطن، خدا را شکر کردن و بر نعمت سلامتی، حمد کردن.
برای تک تک آنچه یاد شد، احادیث مکرری در متون دینی آمده است که مجال طرح آنها نیست.
به علاوه، سفر وسیله شناخت است، هم شناخت خود، هم شناخت دیگران. چون رنجها و سختیهای مسافرت و حالتهای فوق العاده، جوهره انسان را می نمایاند و خصلتهای درونی بروز می کند. حتی انسان میزان تحمل و مقاومت و کاردانی و تجربه خود را هم در سفر به محک می تواند بزند.
از جمله سفرهای پسندیده، مسافرت به شهرهای مذهبی و زیارتگاهها و دیدن اماکن تاریخی و دیدار با بزرگان و شخصیتهای علمی و اخلاقی است.
زیارت خانه خدا، مرقد حضرت رسول، قبور مطهر ائمه معصومین، مزار پاک شهدای راه حق، زیارت قبر انبیا و اوصیاء و اولیا و صحابه و تابعین. دیدار از مرقد علمای بزرگ، فرزندان اهل بیت و قبور مؤمنان و صالحان، همه از مواردی است که در متون دینی به آنها تشویق شده است و زیارت قبور امامان، نوعی تجدید عهد و پیمان با صاحبان ولایت است. امام سجاد(ع) بیست و پنج بار به سفر حج رفت.
به فرموده حضرت رضا(ع):
«هر امامی بر گردن دوستان و پیروانش، عهد و پیمانی دارد. از جمله اموری که وفای به این عهد و پیمان است، زیارت قبور ائمه است.»
امید است که هر جا باشید، چه در سفر و چه حضر، ایامی خجسته و روز و شبی پربرکت داشته باشید.
«سفر آخرت »، سفر دیگری است که همه در پیش داریم.
آن هم آداب و شرایط و پیش نیاز و تهیه مقدمات و رهتوشه لازم دارد که موضوعی جداست و نیازمند نگاهی دوباره و جدی.
ما ... همه مسافریم، و نیازمند آمادگی برای آن «سفر بی بازگشت ».
علی(ع)، رهتوشه آن سفر را «تقوا» می داند
پدیدآورنده: جواد محدثیآداب سفر طبق تعالیم دینی
- خداحافظی کردن از خانواده و بستگان از سوی مسافر
- بدرقه کردن کسی که به سفر می رود، از سوی اهل خانه و بستگان
- شروع کردن سفر با "صدقه"، جهت سلامتی و رفع و دفع بلاها
- خواندن دو رکعت نماز، دعا کردن و جان و مال خانواده را به خدا سپردن و بر او توکل کردن
- خواندن این دعا: «بسم الله، آمنت بالله، توکلت علی الله، ماشاءالله، لاحول و لا قوة الا بالله»
- برداشتن عصا، یا وسیله ای جهت دفع شر و خطرات احتمالی و حمل ابزار دفاعی
- همراه داشتن مسواک، شانه، لباس و ظرف
- همراه برداشتن مواد غذایی و خوراکی های مورد نیاز و ره توشه سفر
- همراه داشتن داروهای مورد نیاز، سوزن، نخ، طناب و زیرانداز
- رعایت اخلاق خوب با همسفر در طول مسافرت
- در سفر، بار بر دوش دیگران نبودن، و خرج خود را به گردن دیگران نیانداختن
- مراعات حال همسفر، در صورتی که خسته یا مریض باشد
- همکاری در امور، بر عهده گرفتن کارهای سنگین در مسافرت
- گوش کردن به حرف بزرگترها
- مشورت با همسفران در انجام کارها و تصمیم گیری ها
- مواظبت بر خواندن نماز در اول وقت
- پس از سفر، نقل نکردن سختی ها و ناملایمات مسافرت
- در بازگشت از سفر، برای اهل خانه، هدیه و سوغات آوردن
- هنگام مراجعت از مسافرت به وطن، خدا را شکر کردن و بر نعمت سلامتی، حمد نمودن
برای تک تک آنچه یاد شد، احادیث مکرری در متون دینی آمده که مجال طرح آنها نیست.
به علاوه، سفر وسیله شناخت است، هم شناخت خود، هم شناخت دیگران. چون رنج ها و سختی های مسافرت و حالت های فوق العاده، جوهره انسان را می نمایاند و خصلت های درونی بروز می کند. حتی انسان میزان تحمل، مقاومت، کاردانی و تجربه خود را هم در سفر می تواند محک بزند.
منابع:
دانستنی های پزشکی - خارش پوست
چند نكته بهداشتي
رعايت اموري كه تأمين كننده سلامتي انسان در سفر مي باشد ، بسيار ضروري و لازم است ؛ زيرا ممكن است با اندك غفلتي ، زائر گرفتار بيماري شده و چند روزي از فيض حضور در حرم ها و مكان هاي مقدّس محروم بماند . از اين رو ، توجّه زائران را به چند نكته مهم بهداشتي از زبان معصومان ( عليهم السلام ) جلب مي نمايم :
1 ـ امام باقر ( عليه السلام ) فرمود :
« هر كه مي خواهد غذا به او ضرر نرساند
بايد تا گرسنه نشده و معده وي خالي نگشته ، غذا نخورد ، پس هنگام خوردن غذا ابتدا نام خدا را بر زبان جاري كند و بايد غذا را خوب بجود و تا اشتها دارد ، از خوردن غذا دست بكشد . » ( 1 )
2 ـ امام صادق ( عليه السلام ) فرمود :
« هر كس پيش و پس از غذا خوردن ، دست هاي خود را بشويد ، در آغاز و پايان آن غذا به او بركت داده شود و تا زنده است در گشايش به سر برده و از بيماري جسماني مصون ماند . » ( 2 )
3 ـ امام علي ( عليه السلام ) فرمود :
« غذا را با خوردن [ كمي ] نمك آغاز كنيد . . . » ( 3 )
4 ـ در روايات از خوردن غذاي داغ و فُوت كردن غذا نهي شده ، بنابراين با كمي تأمّل و پس از ملايم شدن حرارت غذا ، اقدام به خوردن آن كنيد .
روزي براي رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) غذاي داغ و سوزاني
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ وسائل الشيعه ، ج24 ، ص433
2 ـ فروع كافي ، ج6 ، ص290
3 ـ همان ، ص325
آوردند ، حضرت فرمود :
« بگذاريد تا خنك شود ، خداوند نخواسته آتش به ما بخوراند و بركت در [ غذاي ] خنك است . » ( 1 )
34 ـ بازگو نكردن خاطرات تلخ
زندگي در سفر ، جمعي و گروهي است و درنتيجه ، افراد مختلف با سليقه ها و رفتارهاي گوناگون كنار همديگر جمع شده ، چندين روز با هم زندگي مي كنند و به طور طبيعي اين اختلاف سليقه ها ، گاهي منتهي به نزاع و درگيري و كدورت مي شود . توصيه اهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) به زائران اين است كه با همسفران خود ، جوانمردانه برخورد نموده ، پس از بازگشت نيز در هيچ مجلسي ، حوادث ناخوشايند سفر را براي ديگران بازگو نكنند .
امام صادق ( عليه السلام ) ، يكي از دلايل جوانمردي در سفر را كتمان اسرار و رازداري همراهان پس از جدا شدن از آن ها ذكر مي كنند . ( 1 ) و در حديث ديگري مي فرمايد :
« لَيْسَ مِنَ الْمُرُوءَةِ أَنْ يُحَدِّثَ الرَّجُلُ بِمَا يَلْقَي فِي السَّفَرِ مِنْ خَيْر أَوْ شَرّ » . ( 2 )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ مكارم الأخلاق ، ج1 ، ص541 ، ح1876 ؛ امالي مفيد ، ص44 ، ح3
2 ـ آثارالصادقين ، ج8 ، ص492
« اين از جوانمردي نيست كه انسان آن چه از خوب و بد در سفر ديده و با آن برخورد كرده را بازگو نمايد .»
35 ـ جوانمردي در سفر
در سفر ، زائران بايد با همسفران ، جوانمردانه برخورد كنند و سختي ها را به جان خريده ، آسايش و آرامش ديگران را بر خود ترجيح دهند .
هنگام سوار شدن به اتوبوس ، هنگام صرف غذا ، و در همه جا ، ديگران ـ به خصوص كودكان و كهنسالان ـ را برخود مقدّم بدارند و با برخورد صحيح و اسلامي و لبخند ، خستگي را از تن همسفران خويش بزدايند و به تعبير روايات ، با جوانمردي برخورد كنند .
رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله ) تلاوت قرآن ، ساختن مسجد ، دوست گرفتن برادران ديني به خاطر خدا ، جوانمردي در وطن ، بخشيدن غذا ، خوش خلقي و شوخي بدون معصيت را نشانه هاي جوانمردي در سفر دانسته اند . ( 1 )
شوخي با ديگران اگر با تمسخر و يا غيبت و امثال آن همراه باشد ، گناه و معصيت است ، ليكن ديگران را خوشحال نمودن و خستگي را از تن آنان زدودن ، از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ بحارالأنوار ، ج73 ، ص266 ، ح2
عبادات شمرده مي شود . صفوان جمّال گويد :
مُعَليّ بن خُنَيس هنگام رفتن به سفر ، براي خداحافظي خدمت امام صادق ( عليه السلام ) آمد . حضرت به او فرمود :
« اي مُعَليّ ، بهوسيله خدا عزّت را طلب كن تا خداوند به تو عزّت بخشد . »
معلّي گفت : اي فرزند رسول خدا ، چگونه ؟
حضرت فرمود :
« اي مُعلّي ، از خداوند متعال بترس تا همه از تو بترسند . اي مُعَلّي ، با بخشش به برادرانت ، به آنان اظهار دوستي كن ؛ زيرا خداوند بخشش را وسيله دوستي و عطا نكردن به ديگران را وسيله دشمني قرار داده است . به خدا قسم اگر شما از من چيزي بخواهيد و آن را به شما ببخشم ، براي من بهتر از آن است كه از من چيزي طلب نكنيد و من نيز آن را به شما ندهم و در نتيجه مرا دشمن بداريد .
و هر گاه خداوند عزّوجلّ به دست من خيري جاري كند و آن به شما برسد ، همان مورد پسند و ستايش خدا است . ( 1 )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ امالي طوسي ، ص304
36 ـ مدارا با بيماران
در مسافرت ها بسيار پيش مي آيد كه يكي از همراهان ، بيمار مي شود و دوستانش به وي كم توجه يا بي توجهي مي كنند . چه بسا مي توانند او را همراه خود به زيارت ببرند ، ليكن به دليل سختي كار ، از مسؤوليت پذيري خودداري مي كنند . اين عمل با جوانمردي و اخلاق اسلامي در سفر سازگاري ندارد .
روزي مفضّل بن عُمَر خدمت امام صادق ( عليه السلام ) آمد ، امام از او پرسيد :
با چه كسي همسفر بودي ؟
مفضّل گفت : مردي از برادرانم .
حضرت فرمود : او چه شد ؟
گفتم : از وقتي كه وارد مدينه شده ام ، نمي دانم مكان او كجاست !
امام ( عليه السلام ) به من فرمود :
آيا نمي داني كسي كه چهل گام با مؤمني همسفر شود ، خداوند در روز قيامت درباره او از وي سؤال مي كند ؟ ( 1 )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ بحارالأنوار ، ج73 ، ص275
همچنين امام صادق ( عليه السلام ) در حديثي ديگر فرمود :
« حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ إِخْوَانُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلاثاً » . ( 1 )
« حق مسافر آن است كه اگر بيمار شد ، برادرانش تا سه روز كنار او بمانند . »
همچنين فرمود :
« هر كس در راهي با برادر ديني خود همراه شود ، سپس از او پيش افتد ، به اندازه اي كه از جلوي چشم رفيق خود پنهان گردد ، به او ستم كرده است » . ( 2 )
37 ـ حلّ مشكلات همسفران
گاهي در سفر ، براي برخي از زائران ، مشكلاتي ؛ مانند گم شدن پول ، بيماري و . . . پيش مي آيد كه شايسته است همسفران ، آن ها را ياري دهند و مشكلاتشان را برطرف كنند . ابان بن تغلب مي گويد :
با امام صادق ( عليه السلام ) طواف مي كردم ، مردي از اصحاب ما پيش آمد وبا اشاره از من خواست تا براي انجام
ـــــــــــــــــــــــــ
ـ بحارالأنوار ، ج 73 ، ص273
2 ـ همان ، ص275
كاري همراه او بروم ، ليكن من دوست نمي داشتم طواف با امام صادق ( عليه السلام ) را رها كرده ، او را همراهي كنم . پس در همان حال كه طواف مي كردم ، بار ديگر به من اشاره كرد و امام صادق ( عليه السلام ) او را ديد و به من فرمود :
ابان ، اين مرد تو را مي خواهد ؟
عرض كردم : آري .
فرمود : او كيست ؟
عرض كردم : مردي از اصحاب و ياران ما است .
حضرت پرسيد : آيا با تو هم عقيده و هم مذهب است ؟
عرض كردم : آري .
حضرت فرمود : نزد او برو .
عرض كردم : طواف را قطع كنم ؟
فرمود : آري .
پرسيدم : اگرچه طواف واجب باشد ؟
فرمود : آري .
ابان مي گويد : با او رفتم و پس از انجام كار وي ، نزد آن حضرت بازگشتم و به ايشان عرض كردم : مرا از حقي كه مؤمن به گردن مؤمن ديگر دارد باخبر ساز .
حضرت فرمود : آنان را واگذار و پاسخش را نخواه .
عرض كردم : فداي شما شوم پاسخ آن را خواهانم
و برخواسته ام اصرار كردم .
آنگاه فرمود : اي ابان ، تا آن جا حق دارد كه نيمي از مالت را به او بدهي !
سپس به من نگريست و عكس العمل مرا در برابر آن مشاهده نموده ، فرمود : اي ابان ، آيا نمي داني خداوند عزّوجلّ از آن ها [ افراد با ايمان و متّقي ] اين گونه ياد كرده كه ديگران را بر خود مقدم مي دارند ؟
عرض كردم : آري ، فدايت شوم .
فرمود : پس اگر تو مالت را با او قسمت كني ، او را بر خود مقدم نداشتي ، بلكه او را با خود برابر داشتي ، همانا وقتي او را بر خود مقدم داشته اي كه آن نيمه اي كه براي خود نگاهداشته اي به او دهي . ( 1 )
در روايت تنبّه آفرين ديگري ، يكي از ياران امام باقر ( عليه السلام ) گويد : به امام باقر ( عليه السلام ) عرض كردم : فداي شما ، شيعه نزد ما فراوان است !
فرمود : آيا ثروتمندان به مستمندان كمك مي كنند ؟ آيا نيكوكار از بدكار مي گذرد ؟ آيا با هم برابري و مساوات دارند ؟
عرض كردم : نه .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ كافي ، ج2 ، ص171
امام ( عليه السلام ) فرمود :
« لَيْسَ هَؤُلاءِ شِيعَةً ، الشِّيعَةُ مَنْ يَفْعَلُ هَذَا » . ( 1 )
« اين ها شيعه نيستند ، شيعه كسي است كه اين چنين عمل كند ! »
جميل گويد از امام صادق ( عليه السلام ) شنيدم كه فرمود : مؤمنان خدمتگزار يكديگرند .
پرسيدم : چگونه ؟
فرمود : يعني براي هم سودمند هستند و بعضي براي بعضي ديگر مفيداند . . . . ( 2 )
@@@@@@@@@@@@@@@