خداحافظ
تمام فعالیتهای بنده از این وبلاگ به این آدرس منتقل شده است.![]()
http://hazratedost.blogfa.com
تمام فعالیتهای بنده از این وبلاگ به این آدرس منتقل شده است.![]()
http://hazratedost.blogfa.com
پاسخ به پرسش ها و شبهات دینی
مستدعی است دوستان برای طرح سوالاتشون به (پاسخ به پرسش)
همین پست مراجعه کنند.


ضمنا از پرسش کننده عزیز درخواست میشود آدرس وب یا ایمیل خود را
برای پاسخگویی بهتر و دقیق تر ثبت نمایند.
واژه "اربعین" در متون دینی و مجموعه های حدیثی از ارزش والایی برخوردار است؛ آثار حفظ 40 حدیث، اخلاص عمل در 40 روز و دعای عهد در 40 صبح، کمال عقل در 40 سالگی، دعا برای 40 مؤمن، شهادت 40 مؤمن برای میت، برگزاری عبادت در 40 شب چهارشنبه برای دیدار حضرت ولیعصر(عج) و بعثت اغلب انبیا در 40 سالگی، از جمله مواردی است که ارزش و جایگاه این اصطلاح اسلامی و عرفانی را مشخص می سازد.
"اربعین" از اعدادى است که در اِعراب، به جمع مذکر سالم شبیه است یعنى در حالت رفعى "اربعون" و در حالت نصبى و جرّى "اربعین" به کار مى رود.
اربعین در چهار آیه قرآن کریم و در سه موضوع
این واژه در چهار آیه قرآن کریم و مرتبط با سه موضوع دیده مى شود: 1- در آیه 15 احقاف از 40 سالگى انسان یادشده و اینکه خداوند به همه انسانها درباره نیکى به پدر و مادر سفارش کرده است اما فقط نیکوکاران به این سفارش الهى عمل و به پدر و مادر خود نیکى مى کنند و این نیکى را تا رسیدن به رشد کامل خود و رسیدن به 40 سالگى ادامه مى دهند؛ آنگاه در 40 سالگى دعا مى کنند و از خدا توفیق مىطلبند تا در برابر نعمتهایى که خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بودهاند، شکرگزار او باشند.
2- در آیه26 سوره مائده از 40 سال ممنوعیت ورود بنى اسرائیل به سرزمین مقدس و 40 سال سرگردانى آنها در قطعه اى از زمین خبر داده است: «قالَ فَاِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیهِم اَربَعینَ سَنَةً یَتیهونَ فِى الاَرضِ فَلاتَأسَ عَلَى القَومِ الفـسِقین». این ممنوعیت پس از آن بود که موسى(ع) به قومش براى ورود به سرزمین مقدس فرمان داد اما بنى اسرائیل به این دلیل که در آنجا مردمى جبارند، از اطاعت موسى(ع) سر باز زدند و گفتند: تا آنان از آنجا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمىشویم.
3- آیه 51 سوره بقره نیز از میقات 40 شبه موسى(ع) خبر مى دهد: «واِذ واعَدنا موسى اَربَعینَ لَیلَةً» که در آیه 142 سوره اعراف به این صورت تفصیل داده شده است: «و وعَدنا موسى ثَلـثینَ لَیلَةً و اَتمَمنـها بِعَشر فَتَمَّ میقـتُ رَبِّهِ اَربَعینَ لَیلِةً». مفسران برآنند که آن 40 شب در 30 شب ذى القعده و دهه اول ذى الحجه بوده است چنانکه روایاتى از امامصادق(ع) نیز بر این تعیین دلالت دارد اما "آلوسى" بدون استناد به دلیلى، این احتمال را که میقات در 30 روز ذى الحجه و دهه اول محرم بوده نیز نقل کرده است؛ میقات 40 روز و 40 شبه موسى در تورات آمده است.
به هر تقدیر، "اربعین" از اصطلاحات رایجی است که در متون اسلامی کاربرد زیادی دارد، مثلاً در برخی از روایات به عنوان نماد کمال، حدی برای تصفیه باطن و ... قلمداد شده است که در این نوشتار به مناسبت روز اربعین شهادت امام حسین(ع) برخی از موارد کاربرد این واژه ارزشمند که در فرهنگ اسلامی به مناسبتهای گوناگون از آن یاد شده و گاهی پیامهای اخلاقی و دستورهای الهی با آن همراه شده، با اشاره به 30 نکته بیان می شود.
1- شهادت 40 مؤمن
امام صادق(ع) فرمود: "هرگاه یکی از اهل ایمان بمیرد و بر جنازه او 40 نفر از مؤمنین حضور یابند و گواهی دهند که پروردگارا! ما به جز خوبی و نیکی از این شخص ندیده ایم و تو از ما داناتر هستی"، خداوند متعال می فرماید: "من نیز شهادت شما را پذیرفتم و آنچه از بدیها و گناهان از او می دانستم که شما بی اطلاع بودید، همه را بخشیدم ."
2- دعا برای 40 مؤمن
پیشوای ششم امام جعفر صادق(ع) یکی از مهمترین عوامل استجابت دعا را تقدیم دیگر مؤمنین در هنگام دعا می داند . آن حضرت می فرماید: "هر کس 40 نفر از مؤمنین را در دعا کردن بر خود مقدم بدارد، سپس حاجات خود را بطلبد، دعای او به اجابت خواهد رسید." آن حضرت تأکید می فرماید: "که اگر این گونه دعا کردن در نماز شب و بعد از آن باشد، تاثیر بیشتری خواهد داشت." همچنین دعا کردن 40 مؤمن در قنوت نماز "وتر" در دل شبهای تار، اجابت دعا را نزدیکتر و سریعتر می کند.

واژه «حجاب» و «عفت» در اصل به معنای منع و امتناع هستند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است.
یعنی
منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت،
مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این
که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان
است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است.
بدین
ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در
تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر
چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر
در مواجهه با نامحرم میگردد.
نظراهل تسنن درباره لعن یزید چیست؟
حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد کرد که زبان و قلم دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانى با شجاعت به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است.
شوكانى در كتاب «نيل الاوطار»
شوكانى در كتاب «نيل الاوطار»در رد بعضى از سخنوران دربارى مىگويد: به تحقيق عدهاى از اهلعلم افراط ورزيده، چنان حكم كردند كه: «حسين(ع)نوه پيامبر كه خداوند از او راضى باشد. نافرمانىيك آدم دائم الخمر را كرده و حرمتشريعتيزيد بن معاويه را هتككرده است.» خداوند لعنتشان كند، چه سخنان عجيبى كه از شنيدنآنها مو بر بدن انسان راست مىگردد.
جاحظ
جاحظ
مىگويد: منكراتى كه يزيد انجام داد، يعنى قتل حسين(ع)وبه اسارت گرفتن زن و
فرزند او و ترساندن اهل مدينه و منهدمساختن كعبه، همه اينها بر فسق و
قساوت و كينه و نفاق و خروج ازايمان او دلالت مىكند.
بنابراين، يزيد فاسق و ملعون است و كسى كه از لعن او جلوگيرىكند، نيز ملعون است.
شيخ محمد عبده
شيخ محمد عبده مىگويد: هنگامى كه در دنيا حكومت عادلى وجوددارد كه هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در برابر آنحكومتى ستمگر است كه مىخواهد حكومت عدل را تعطيل كند، بر هرفرد مسلمانى كمك كردن حكومت عدل واجب است; و از همين باب استانقلاب امام حسين كه در برابر حكومتيزيد كه خدا او را خواركند. ايستاد.
1: آيا خارج شدن مايع از دختران در اثر خواندن يا شنيدن يا فكر كردن به مسائل جنسي يا ديدن فيلم شهوت انگيز باعث غسل جنابت مي شود؟ هر چند تحريك كم باشد ولي مايع خارج شود؟ لطفا كامل توضيح دهيد.
جواب : حصول جنابت در بانوان به دو طريق است:
الف) دخول
ب ) خروج منى.
البته هر مايعى كه از زنان خارج شود، منى نيست. تنها ترشحاتى كه در اوج لذت جنسى خارج مىگردد، حكم منى را دارد.
بنابراين ترشحاتى كه با اندكى شهوت و خوشايندى مانند موارد یاد شده در سوال خارج مىشود پاك است و غسل ندارد ولى مايعى كه همراه با اوج شهوت (ارگاسم) از زن خارج مىشود و بدن همراه آن سستى پيدا می كندحكم منى را دارد و موجب جنابت است.
در اين جا ذكر يك قاعده كلى نيز مفيد است و آن اينكه تا زمانى كه يقين به خروج منى و يا رسيدن به آن حالت نهايى نباشد حكم جنابت جارى نمىگردد. بنابراين به مجرد اينكه رطوبتى از بدن خارج شد و يا هيجانى در بدن به وجود آمد جنابت حاصل نشده است.

1. آيت الله خامنه اي، استفتاآت ،سوال 171.
ذیحجه از جمله ماههای قمری است که وقایع تاریخی بسیاری در دل آن نهفته است که هر یک اثری عمیق بر تاریخ اسلام گذاشتهاند، از جمله وقوع شق القمر، بخشیدن فدک به حضرت زهرا(س) و به غارت بردن حجرالاسود .
شق القمر
طبق روایات مشهور، مشرکان نزد رسول خدا(ص) آمدند و گفتند: اگر راست مى گویى و تو پیامبرى، ماه را براى ما دو نیم کن، فرمود: اگر این کار را انجام دهم، ایمان مى آورید؟ عرض کردند آرى!!
شب چهاردهم ماه بود پیامبر از پیشگاه پروردگار تقاضا کرد آنچه خواسته اند به او بدهد ناگهان ماه به دو نیم شد و رسول خدا(ص) آنها را یک یک صدا زد و فرمود: ببینید، خداوند در سوره قمر مى فرماید: «اِقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وانْشَقَّ القَمَر واِنْ یَرَوا آیةً یُعْرِضوُا وَ یَقوُلُوا سِحرٌ مُسْتَمِر» یعنى قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت پیامبر(سوره قمر، آیه 1) آخر الزمان مبعوث شده و بعث آن، دلیل بر نزدیک شدن قیامت است و ماه به معجره او شکافت ولى کافران هنگامى که نشانه بر صدق دعوت پیامبر(ص) را مى بینند اعراض کرده و مى گویند این سحرى همیشگى است که مکرر از او سر مى زند.اکتشافات و مطالعات امروز چنین امرى را نه تنها محال نمى داند بلکه نمونه هاى آنها مشاهده مى شود مثلا پیدایش منظومه هاى شمسى که اول جزء خورشید بودند بعد جدا شدند و نیز شهابها، سنگهاى آسمانى هستند که از کرات جدا مى شوند، این دلیل متقن است که در اجرام آسمانى جدا شدن امکان پذیر است.بخشیدن فدک به حضرت زهرا(س)
در چهاردهم ذیحجه سال هفتم هجرى قمرى فدک به حضرت زهرا بخشیده شد و حضرت پیامبر(ص) در این بخشش شاهد گرفتند. قول دیگر 15 رجب است.
جبرئیل نازل شد و از طرف خداوند عرضه داشت: فدک را به فاطمه(س) عطا کن. پیامبر(ص) به حضرت زهرا فرمود: «خداوند فدک را براى پدرت فتح کرد و چون لشکر اسلام آن را فتح نکرده مخصوص من است. خداوند دستور داده آن را به تو بدهم. از سوى دیگر مهریه مادرت حضرت خدیجه(س) بر عهده پدرت مانده و پدرت در قبال مهریه مادرت و به دستور خداوند، فدک را به تو عطا مى کند. آن را براى خود و فرزندانت بردار و مالک آن باش»حضرت زهرا عرض کرد: تا شما زنده اید بر من و مال من صاحب اختیار هستید. پیامبر فرمود: «ترس از آن دارم که نااهلان تصرف نکردن تو را در زمان حیاتم، بهانه اى قرار دهند و بعد از من آن را از تو منع کنند».حضرت فاطمه عرض کرد: آن گونه که صلاح مى دانید عمل کنید. پیامبر(ص) امیرالمؤمنین(ع) را فرا خواند و فرمود: «سند فدک را به عنوان بخشوده و اعطاى پیامبر بنویس و ثبت کن». على(ع) آن را نوشت و پیامبرو اُم ایمن شهادت دادند، سپس پیامبر(ص) فرمود: اُم ایمن زنى از اهل بهشت است.
به غارت بردن حجر الاسود
چهاردهم ذیحجه سال 317 هجرى قمرى قرامطه به سر کردگى ابوطاهر قرمطى وارد مکه شدند و دست تعدى بر مسلمین بردند و بسیارى را در مسجدالحرام کشتند و در چاه زمزم ریختند.
آنها جامه کعبه را برداشته و بین خود تقسیم کردند، اموال حاجیان و خانه هاى مکه را غارت کردند و در کعبه و حجرالاسود را از جا کندند و حجرالاسود را با خود به هَجر بردند که بیش از بیست سال نزد آنها بود.
امیر بغداد و عراق پنجاه هزار دینار به آنها داد تا حجرالاسود را برگردانند، ولى قبول نکردند، تا اینکه در زمان مطیع الله در سال 339 هجرى قمرى به دستور عبیدالله مهدى اسماعیلى حجرالاسود را به مکه برگرداندند.
استراتژی امام محمدباقر برای مبارزه با ظلم
امام پنجم پاسدار مبانی اسلام

امام محمدباقر(ع) از معرفت و علم بسیار برخوردار و در دوران هدایت و رهبری امت اسلام، به شایستگی و با هوشیاری کامل به گونهای فعالیت کرد تا ضمن اشاعه معارف ناب و اصیل اسلام، آنها را از گزند دشمنان و ظالمان مصون بدارد
نام مبارک امام پنجم، محمد است . لقب آن حضرت نیز باقر یا باقرالعلوم(شکافنده علم) است، چون دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکار ساخت.
القاب دیگری مانند شاکر، صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر شده که هر یک معرف صفتی از صفات ارزشمند آن امام بزرگوار است.
در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جد بزرگوار خود حضرت سید الشهدا کودکی بود که به چهارمین بهار زندگی نزدیک می شد. دوران امامت امام محمد باقر(ع) از سال 95 هجری که سال شهادت امام زین العابدین(ع) است آغاز و تا سال 114 هجری یعنی 19 سال و چند ماه ادامه داشت.
دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق(ع) با شرایط و بحرانهای خاص فکری و اعتقادی همراه بود و معارف ناب و اصیل اسلامی در معرض تحریف قرار داشت.
اما، امام با شناخت دقیق اوضاع و شرایط پیش آمده، هوشیارانه در سنگری وارد عمل، هدایت و رهبری شد تا وضعیت پیش آمده را اصلاح کرده، امور را سامان بخشد .
نشر تعالیم اصیل اسلامی و معارف حقه و تربیت شاگردانی در این زمینه سنگری بود که امام محمد باقر(ع) انتخاب کرد و از طریق آن به مبارزه با ظلم و ظالمان پرداخت و با تربیت شاگردان بسیار در راستای گسترش و تعمیق معارف به حق و اصیل اسلام تلاش کرد و آن را از گزند تحریف مصون داشت .
امام محمدباقر(ع) با وجود فضای زور و فشارهای بی حدی که وجود داشت، با همه قوا انقلاب عظیم علمی ایجاد کرد و به تربیت شاگردانی مطلع و آگاه اقدام نمود تا اسلام و تشیع را از نابودی و انزوا برهاند.
امام محمد باقر(ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین (ع ) زندگى کرد و در تمام این مدت بدون لحظه ای درنگ به انجام وظایف خطیر امامت ، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامى، تعلیم شاگردان، رهبرى اصحاب و مردم، اجرای سنتهاى جد بزرگوارش در میان خلق مشغول بود .
در نهایت، هفتم ذیحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدس آن امام بزرگوار را در قبرستان بقیع ( کنار پدر بزرگوارش ) به خاک سپردند.
1: آيا غسل جنابت فقط براي آمدن مني است ومثلا اگر از مرد با نامزدش معاشفه و فقط شهوانی شود بايد غسل کرد؟
جواب : بايد يقين کنيد که مني خارج شده است در غير اين صورت اصل بر عدم مني است.و غسلی هم واجب نیست.
جهیزیه دختر پیامبر اسلام(ص) چگونه تهیه شد
میزان مهریه و جهیزیه اینروزها به یکی از مشکلات خانوادگی و اجتماعی تبدیل شده و کم نیستند کسانی که این موارد برای آنها به یک معضل تبدیل شده، یکی از نمونهها آماری است که به طور مرتب از زندانیان مهریه اعلام میشود.
حضرت زهرا(س) به حق الگوی شایسته و برازنده زنان است و به همین دلیل نیز ابعاد مختلف زندگی آن حضرت، درسهای بزرگی برای انسانهای طالب کمال و سعادت دارد.
یکی از مواردی که می توان از حضرت فاطمه زهرا(س) درست گرفت مهریه و در پی آن جهیزیه سبک ایشان است . این موضوع برای زندگی امروز که تجملات و چشم و همچشمیها در آن هر روز افزایش یافته و دردسرساز می شود، بسیار سازنده است.
مهریه سرور زنان عالم، دختر گرامی پیامبر اکرم، زنی که از مقام عصمت برخوردار بود عبارت است از:
- یک زره
- یک دست لباس کتان یمنى- یک پوست گوسفند دباغى نشده
جهزیه حضرت زهرا(س)
رسول خدا به حضرت على(ع) فرمود: هم اکنون برخیز زرهاى را که برای مهر زهرا قرار دادی، بفروش و بهایش را نزد من حاضر کن تا براى شما جهیزیه و اسباب خانه تهیه نمایم.على بن ابى طالب(ع) زره را به بازار برد و فروخت. در روایت مختلف، بهاى آن بین چهارصد و چهارصد و هشتاد و پانصد درهم عنوان شده است. بنا بر بعضى روایات، زره را عثمان خریدارى و بعدا به على اهدا کرد.
حضرت على(ع) پول زره را گرفت و خدمت پیغمبر(ص) تقدیم کرد. رسول خدا، ابوبکر و سلمان فارسى و بلال را احضار کرد. مقدارى از پولها را به آنان داد و فرمود: با مقدارى از این پول اسباب و لوازم زندگى براى فاطمه(س) خریدارى کنید. قدرى از آن هم را به اسماء داد و فرمود: براى دخترم عطر و بوى خوش تهیه کن و بقیه را به ام سلمه سپرد.
ابوبکر مىگوید: وقتى پولها را شمردم دیدم شصت و سه درهم است و به وسیله آن اسباب و لوازمی خریدارى کردم:
- یک پیراهن سفید
- یک روسرى بزرگ- یک حوله
- یک سریر عربی(تخت) که از پوست خرما بافته شده بود
- دو تشک کتانى که یکى از پشم گوسفند و دیگرى از لیف خرما پر شده بود
- چهار بالش از پوست میش
- یک قطعه حصیر هجرى(منطقه ای در یمن)
- یک آسیاى دستى
- یک کاسه مسى
- یک مشک چرمى براى آبکشى
- یک طشت لباسشویى
- یک کاسه براى شیر
- یک ظرف آبخورى
- یک پرده پشمى
- یک سبوى گلى
- یک پوست براى فرش
- دو کوزه سفالین
- یک عبا
هنگامى که جهیزیه حضرت زهرا(س) را خدمت پیغمبر اسلام(ص) آوردند اشک از دیدگان آن حضرت جارى شد و سر را به جانب آسمان بلند کرد و گفت: خدایا این عروسى را براى کسانى که ظرفهایشان گلى است مبارک گردان.
به مناسبت شهادت امام جواد(ع)
چگونگی شهادت امام جواد(ع)/ دلایل ازدواج امام با دختر مأمون
امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در سال 195هجری در مدینه ولادت یافت . نام
آن بزرگوار محمد و معروف به جواد و تقی است . القاب دیگری مانند رضی و متقی
نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر است .
امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت
رضا (ع) مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال یافت .
مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ
باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت سعی کرد پسر
امام رضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد .
ازدواج امام
مأمون نخستین کاری که کرد، دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام
جواد (ع ) درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد .
دلیل دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد کشاندن امام به
سمت خود بود، چرا که تصور می کرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و
مقام شده، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و
مأمون خود قوی می شود .
مأمون همچنین می خواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز داشته، خود را دوستدار و علاقمند به آنان نشان دهدد.
و البته باید در نظر داشت امامان از آنجا که از آینده اطلاع دارند، هیچ
کاری را بدون آگاهی انجام نمی دهند، امام جواد نیز بخوبی از دسیسه های
مأمون آگاه بود و با علم به وصلت با دختر وی رضایت داد .
برای پذیرش این وصلت از سوی امام دلایلی ذکر شده است، از جمله اینکه: حفظ
شیعیان از جمله دلایل امام محمدتقی(ع) برای این وصلت بوده است، امام با
وجود آگاهی از حیله و نیرنگ مأمون به این وصلت رضایت می دهد تا شیعیان را
از دسیسه های کینه توزانه مأمون حفظ کند .
امام اگرچه تن به این ازدواج داد، اما شواهد تاریخی گواه این حقیقت است که
مأمون نتوانست به حیله های از پیش تعیین شده خود دست یابد.
دوران امامت
امام جواد (ع) در سال 203 هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن
هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و
معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.
هنگامی که امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت امام جواد (ع)
که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در
سال 202 هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت .
از ویژگیهای بارز و شناخته شده امام، جود و بخشش آن بزرگواراست .
سفر حج و شهادت
امام جواد (ع) به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت و تا پایان خلافت
مأمون در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی، در سال
220 هجری قمری، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر برخی
روایتها به دستور معتصم مسموم شد و در همان سال به شهادت رسید.
امام نهم آخر ماه ذیقعده سال 220 هجری به سرای جاویدان شتافت . مزار مطهر وی در کاظمین است .
اگر مهر نامحرمي در دلمان باشد چه كنيم اين مهر و علاقه از بين برود؟
نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مىدهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مىتوان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.
آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارىهاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
«دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفاء وپاسخ داده نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند.
علاقه و عشق محصول توجه به كمال است. آدمى زمانى كه در چيزى و يا كسى كمالى را مىبيند، به آن علاقهمند مىگردد و اگر كشش به هر دليل قوى باشد، اين علاقه (اصطلاحاً) به عشق منجر مىگردد. اما از آنجا كه ادامه رشته محبت گاهي از كنترل عقل و حواس آدمي خارج مي شود و حتي گاهي عقل و قواي بدن را بدون اراده تحت الشعاع قرار مي دهد. ممكن است خطرآفرين باشد. لذا درباره محبت به جنس مخالف در دوران مجردي و حتي بعد از ازدواج توصيه شده است كه به شدت كنترل شده باشد لذا با توجه به شرايط خاص دوران جوانى، طولانى بودن دوران تجردِ غالب جوانان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران جوان روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:

حضرت تعجب کرد و بر پیامبر صلى اللّه علیه و آله وارد شد و عرض کرد: پدر و مادرم فدایت شوند، من امروز به مردمى گذشتم و صفات آنها را ذکر کرد و ادامه داد به عده اى دیگر از اوس و خزرج گذر کردم و آنها را نیز توصیف نمود و گفت : همه آنها افرادى مومن هستند، حال صفات مومن را برایم بیان فرما.
رسول خدا صلى اللّه علیه و آله سر به زیر
انداخت و پس از لحظه اى سر بلند کرد و فرمود: مومن بیست صفت دارد و اگر از
این صفات بر خوردار نباشد ایمانش کامل نیست . و آن ویژگیها عبارتند از:
حضور در نماز، دادن زکات ، اطعام مسکین ، دست کشیدن بر سر یتیم ، پاکیزگى
لباس ، کمر بستن به عبادت خدا و دیگر اینکه وقتى سخن مى گویند راست مى
گویند و هنگامى که وعده مى دهند خلاف وعده نمى کنند، و اگر امین شمرده
شوند خیانت نمى ورزند. زاهد شب و شیر روز هستند، روزها روزه دار و شبها
عبادت مى کنند، همسایه آزار نیستند و همسایه ها از آنها در امانند،
متواضعانه راه مى روند و در تشییع جنازه شرکت مى کنند. خداوند ما و شما را
از متقین قرار دهد
آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هر دوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب می شوند؛ و البته فقط نام تعدادی از آن ها بر ما معلوم است. این مطلب گزیده از نصایحی چند از ایشان به شاگردان خود می باشد.

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است.
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »
۱۰نکته آموزنده از حضرت رضا(ع)
1- سکوت و دم فرو بستن از کلام نابجا از درهای حکمت است و محبّت دیگران را جلب می کند و راهنمای انسان بر هر امر خیری است.
۲- دوست هر کس عقل او و دشمنش جهل و نادانی اوست.
۳- محبّت به مردم نیمی از عقل است.
۴-عقل کسی کامل نیست مگر اینکه در او ده خصلت باشد:
از او امید خیر برود، مردم از شر او در امان باشند، کار خوب دیگران را بزرگ بشمارد - گرچه کوچک باشد، کار خوب خود را کم بشمارد- گرچه زیاد باشد، از مراجعه دیگران برای احتیاجاتشان خسته نشود، در طول زندگی از طلب علم خسته و دلسرد نشود، فقر در راه خدا را از ثروت بیشتر دوست بدارد، ذلّت در راه خدا از عزّت در کنار دشمن خدا برایش محبوب تر باشد، و میل او به گمنامی از مشهور شدن بیشتر باشد. اما خصلت دهم که خیلی مهم است این است: همه را از خود بهتر و پرهیزگارتر ببیند. وقتی شخص بد و پستی را ببیند، بگوید او بهتر از من است، زیرا چه بسا خیر او در درونش پنهان است، بر خلاف خیر من که ظاهر است. و اگر فردی را ببیند که از خودش بهتر و پرهیزگارتر است، برای او تواضع کند تا به درجه او برسد. و چون این خصلت را دارا شد، بزرگواری اش بالاتر می رود، خیر و خوبی اش بهتر و پاکتر میگردد، پاداش نیکو دریافت میکند و سرور اهل زمان خود میشود.
۵- زمانی خواهد رسید که اگر عافیت ده قسمت بشود، ۹ قسمت آنها در کناره گیری از مردم محقق میشود و یک قسمت دیگر در سکوت.
۶- کمک به یک فرد ضعیف بهتر از صدقه دادن است.
۷- مؤمن در حال غضب هم از دایره حق بیرون نمیرود و در حال رضایت هم در باطل داخل نمیگردد و هرگز بیش از حق خود مطالبه نمیکند.
۸- هرگاه بندگان خدا گناهان تازهای انجام دهند، که سابقه نداشته است، خداوند هم آنها را به بلاهایی تازه مبتلا می کند که پیش از آن ندیدهاند و نمیشناسند.
۹- روزی حضرت رضا علیه السلام از یکی از غلامان خود پرسید:«آیا امروز چیزی در راه خدا انفاق کرده اید؟» غلام گفت:«نه.» امام فرمود:«پس خداوند از کجا به ما عوض دهد؟! برو چیزی در راه خدا انفاق کن، حتی اگر یک درهم باشد.»
۱۰- حضرت رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: «اگر خوشحال میشوی که با ما در درجات بلند بهشت باشی، پس برای اندوه ما اندوهناک و برای خوشحالی ما مسرور باش! بر تو باد دوستی ما اهل بیت. بدان اگر کسی سنگی را دوست بدارد، خداوند او را در روز قیامت با آن سنگ محشور میفرماید.»
يه جا امام علي (ع) موقع نماز خوندن تير رو از پاشون در ميارن و ايشون انقدر غرق در نمازه كه اصلا متوجه نميشه و يه جاي ديگه موقع نماز خوندن انگشترش رو به يه فقير ميده . چرا امام در حالت دوم متوجه اطرافش هست در هنگام نماز خوندن؟
ج:
8 شوال سالروز تخريب بقيع / يوم الهدم
يوم الهدم :
تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...
در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند. ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .

طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)

همسر شما یک آدم فضایی از مریخ یا ونوس نیست که نتوانید او را بفهمید یا کشفش کنید. فقط کافی است حرفهایش را بشنوید و خواستهها و انتظاراتش را بدانید. موضوع این است که شما در روابط روزمره و ساده خود با پیچیدگیهایی مواجه میشوید که شما را متعجب میکند. ماجرا از اینجا آب میخورد که زنها و مردها برای برقراری ارتباط با یکدیگر، روشهای مختلفی را برمیگزینند.
از نظر زنان ارتباطات برای رابطه برقرار کردن است اما برای مردان ارتباطات به هدف تبادل اطلاعات انجام میشود. همه آن پیچیدگیها با دانستن چند موضوع ساده قابل حل است. کافی است حرفهای شوهرتان را بشنوید. او با شما حرفهایی دارد.
شاید با خودتان بگویید من که هر کاری از دستم برآید انجام میدهم و توجه زیادی از خودم نشان میدهم. باید بدانید که شوهرتان در این مورد مثل شما فکر نمیکند. وقتی او کارهای هر چند کوچکی مثل بیرون بردن آشغالها و شستن ظرفهای میوه را انجام میدهد، اگر یک تشکر کوچک از شما بشنود، خیلی شادمانهتر و باانگیزه بیشتری آن کار را میکند.
او هم مثل شما نیاز به تحسین و تمجید دارد.هر از گاهی یک تشکر خشک و خالی خیلی چیزها را عوض میکند و احساس تحسین شما را به او منتقل میکند.
ماه مبارک
رمضان با همه برکات و فضایل روز به پایان است و عیدی بزرگ را در پیش داریم
که آن روز نیز به تنهایی دارای ارزشها و خیرات بسیاری بوده و برای مؤمنان
نویدبخش ساعاتی سرشر از معنویت برای دستیابی به برکات بسیار دنیوی و اخروی
است .
عید فطر از جمله ایام پر خیر و برکتی است که فضایل بسیاری برای آن ذکر شده
و به منظور بهره مندی هرچه بهتر و بیشتر از برکات این روز، اعمالی آمده
است:
1- در هنگام غروب آفتاب غسل شود .
2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.
3- بعد از نماز مغرب و عشاء، نماز صبح و نمازعید فطر ذکر؛" الله اکبر الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا " گفته شود.
4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگوید:" یا ذاالمن و الطول یا ذاالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلی کل ذنب احصیته وهو عندک فی کتاب مبین." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید: " اتوب الى الله " پس هر حاجت که دارد از حق تعالى بخواهد که ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد.
5- زیارت امام حسین (ع) که فضیلت بسیار دارد.
6- ده مرتبه ذکر" یا دائم الفضل علی البریة یا باسط الیدین بالعطیة یا صاحب المواهب السنیة صل علی محمد و آله خیرالوری سجیة واغفرلنا یا ذاالعلی فی هذه العشیة." که از اعمال شب جمعه است، گفته شود.
7- ده رکعت نماز که در شب آخر ماه رمضان اقامه می شود که به صورت پنج نماز دو رکعتی ، درهر رکعت بعد از حمد، سوره توحید ده بارخوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نمازهزارمرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید:" یا حی یا قیوم یا ذاالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرة و رحیمهما یا ارحم الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صیامنا و قیامنا."
8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو رکعت نماز بجا آورد، در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، یک مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگوید: " یا ذاالمن والجود یا ذاالمن والطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه وآله صل على محمد وآله و افعل بی کذا و کذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد .
9- چهارده رکعت نماز اقامه کند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر رکعت بعد از حمد، یک بار آیةالکرسی و سه مرتبه توحید خوانده شود. براى هر رکعت، ثواب عبادت چهل سال وعبادت هر که در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء می شود.
اعمال روزعید
1- بعد از نماز صبح و نمازعید آن تکبیراتى را که در شب عید ذکر شد، گفته شود.
2- پرداخت زکات فطره پیش از نمازعید.
3- انجام غسل روزعید. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نمازعید است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ایمانا بک وتصدیقا بکتابک واتباع سنة نبیک محمد صلى الله علیه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله کفارة لذنوبی وطهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس."
4- برای اقامه نمازعید لباس نیکو پوشیده و ازعطر استفاده نمایید.
5- پیش از نماز عید، در اول روز افطار کنى. بهتر آن است که به خرما یا به شیرینى باشد. و
6- اقامه نماز عید.
7- زیارت امام حسین (ع).
8- دعاى ندبه خوانده شود.

دوست خود را از اسرارت آگاه مکن، مگر آن سرّی که اگر فرضاً دشمنت بداند، به تو زیان نمی رسد؛ زیرا دوست کنونی ممکن است روزی دشمن تو گردد.
از نظر اسلام، هستی بر بنیاد عدالت و اعتدال نهاده شده است و انسان كامل، معتدل ترین شخصیت در همه حوزه هاست. از این رو خداوند از مردم می خواهد برای دست یابی به كمال مطلق و تقرب الی الله و زندگی سعادتمند در دنیا و آخرت، اعتدال گرایی را در زندگی خویش در پیش گیرند و هرگز گرایش به افراط و تفریط نداشته باشند. دین اسلام، به عنوان كامل ترین و ساده ترین برنامه و راهنمای زیستن، دینی معتدل و میانه است و بر همین اساس آن را دین حنیف نامیده اند.
بنابراین می توان گفت هر كس كه اسلام را راهنمای زندگی خویش قرار دهد، زندگی معتدلی خواهد داشت و از نظر شخصیتی نیز به تعادل دست خواهد یافت. از این رو، شخص هم در حوزه روان شناسی شخصیت و هم در حوزه روان شناسی اجتماعی و تعامل با دیگران و هم در حوزه های دیگر، انسانی معتدل می باشد.
در دوستى و دشمنى نیز همچون مسائل دیگر، باید میانه روى كرد و اندازه نگه داشت؛ زیرا زیاده روى در دشمنى و یا دوستى نیز، ممكن است زیان هایى را متوجه ما سازد كه دیگر قابل جبران نباشد.
وقتى با كسى دوست می شویم، نباید در معاشرت با او آنقدر زیاده روى كنیم كه بیش از اندازه به حریم زندگى ما نزدیک شود و تمام اسرار ما را بداند؛ زیرا ممكن است روزى بین ما اختلافى پیدا شود و آن دوست، به صورت دشمن ما درآید. در آن صورت، چون او تمام اسرار ما را می داند و از آنچه در حریم خانواده ما می گذرد، آگاه است؛ می تواند از دانسته هاى خود بر ضد ما سوء استفاده كند و ضربه هایى به ما بزند كه دیگر قابل جبران نباشد.
تفاوت حیا و كمرویی

کمروها علیرغم آنکه در حضور دیگران ـ مخصوصا غریبهها ـ بسیار پرتحمل و مهربان جلوه میکنند، در ارتباط با افراد خانواده خود، کمتحمل و زودرنجند! این یک واکنش طبیعی در مقابل فشاری است که از بیرون تحمل میکنند.
کمرویی در حدی که مانع فعالیتهای اجتماعی ما نباشد و بلکه موجب رعایت حقوق دیگران و ملاحظات اخلاقی نیز بشود، مترادف حیا بوده، مثبت و بلکه ضروری ارزیابی میشود. اما گاهی کمرویی چنان پیش میرود که موجب انزوا، عجز و ناتوانی فرد در ایجاد ارتباطات اجتماعی می شود و شخص را بسیار ضعیف مینماید.
افراد کمرو، معمولا مورد سوءاستفاده دیگران قرار میگیرند؛ زیرا احساس شرم، قدرت مخالفت و ابراز نظر را از ایشان سلب میکند. به همین جهت خجالتیها اکثرا سلطهپذیرند و در تصمیم گیریها، سست و ضعیف عمل میکنند. لذا کسانی که با افراد کمرو سروکار دارند، خیلی زود به این نتیجه میرسند که باید به جای آنها هم تصمیم بگیرند!
کمروها علیرغم آنکه در حضور دیگران ـ مخصوصا غریبهها ـ بسیار پرتحمل و مهربان جلوه میکنند، در ارتباط با افراد خانواده خود، کمتحمل و زودرنجند! این یک واکنش طبیعی در مقابل فشاری است که از بیرون تحمل میکنند.
بدیهی است که اگر پدر خانواده، فردی کمرو باشد، آن خانواده باید از بعضی از امتیازات عمومی و اجتماعی صرفنظر کند! چراكه سرپرست خانواده شهامت برخوردهای اجتماعی را ندارد. البته اگر مادر قوی باشد، طبیعتا اختیار خانواده به دست مادر میافتد. در این صورت ممكن است برخی از مشکلات تا حدی حل شود؛ اما مشکلات دیگری ـ و شاید بزرگتری ـ جایگزین آنها خواهد شد.
امام علی غلیه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشتها) فرو فرستاده میشود، پس از درگذشت پیامبر نیز این شب صاحبانی دارد.»
شب قدر، بزرگترین، شریفترین، پر ارجترین و پر رمز و رازترین شبها در گردونه زمان است كه قلمها در وصفش میشكنند و زبانها در توصیفش قاصر و عقل و تدبیرها در فهم آن مبهوت و متحیر میمانند.
شبی كه به فرموده امام صادق علیه السلام قلب رمضان به شمار میآید. بهترین شب سال، شب قدر است كه خداوند در قرآن كریم آن را شبی پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بیان میكند.
آیا به راستی بركتی بالاتر از این هست كه یك شب هم تراز هزار ماه یعنی 30 هزار شب یا 83 سال و 4 ماه قرار گیرد؟
چرا این شب «شب قدر» نامیده شده است؟ چه اسراری در آن نهفته و چه وقایع و حوادثی در آن رخ داده و میدهد؟
مفسران قرآن كریم با استفاده از قرآن و احادیث پیشوایان معصوم دین درباره نامگذاری این شب به «شب قدر» مطالب و دلایل زیادی آوردهاند.
شب قدر یعنی شب بزرگ و باعظمت، زیرا در قرآن كریم «قدر» به معنای منزلت و بزرگی خدا آمده است. (حج /74)
همه مقدرات بندگان نیز در طول سال در این شب رقم میخورد. (دخان /4)
همچنان كه امام رضا علیه السلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از این سال تا سال بعد پیش خواهد آمد مقدر میفرماید از زندگی یا مرگ، از خوب یا بد یا روزی، پس آنچه خداوند در این شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمی خواهد بود.»
البته این امر هیچ گونه تضادی با آزادی اراده انسان و مساله اختیار ندارد زیرا تقدیر الهی به وسیله فرشتگان طبق شایستگیها و لیاقتهای افراد و میزان ایمان و تقوا و پاكی نیت و اعمال آنهاست.
بدون شك مفاهیمی چون وعده و وعید، انذار و بشارت، كیفر و پاداش در قرآن و روایات بدون اراده و اختیار انسان بی معنا خواهد بود.
حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوههایی از حضور اراده و اختیار انسان است. بزرگترین اشتباه درباره حقیقت مشیت الهی این است كه گروهی خود را صاحب همه چیز میدانند و تصور میكنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار كرده است؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسوولیت و اخلاق.
گروهی دیگر نیز فكر میكنند انسان موجودی مجبور است كه هیچ اختیار و آزادی ندارد و همه چیز توسط قضا و قدر تعیین میشود.
در حالی كه حقیقت امری میان این دو نظر است یعنی نه جبر قضا و قدر و نه واگذاری مطلق به بندگان، چرا كه بعضی از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام میدهیم مثل خوردن، آشامیدن، رفتن، آمدن و ... و در بعضی دیگر از كارها همچون به دنیا آمدن، از دنیا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نیست.
در شب قدر فرشتگان بسیاری به زمین میآیند به طوری كه زمین بر آنها تنگ میشود، لذا آن را «شب قدر» نامیدهاند زیرا یكی از معانی «قدر» به معنای ضیق و تنگ است (اطلاق /7) و در این شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسیله فرشته صاحب قدر بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد.

1. براى این كه اعمال و عبادات ما مقبول درگاه حق تعالى واقع گردد، باید موانع قبولى عبادت ها و اجابت دعاها را برطرف ساخت ؛ مثلا اگر حقوقى - اعم از مالى و عرضى - از دیگران به گردن ما هست ، یا آن را به صاحبانش برگردانیم و یا از آنها طلب بخشش كنیم و حلالیت بطلبیم .
امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند:
اگر بر اثر غلبه شهوات و هواهاى نفس و مغلوب شدن قواى عقلانى ، مرتكب معصیتى شدیم ، استغفار كنیم و تصمیم بگیریم كه دیگر بار گرد آن گناه نگردیم .
تاكنون كردى گنه ، دیگر مكن تیره كردى آب را دیگر مكن
و اگر روحمان بیمار است و داراى بیمارى هاى روانى ، از قبیل : كینه ، حسد، بخل و... هستیم ، خود را مداوا كرده و به جاى آنها بذر حلم و بردبارى ، ایثار و گذشت ، جود و بخشش در دلهایمان كشت نماییم ، زیرا كه ((شب قدر)) فرصتى است طلایى براى شست و شوى آینه دل ؛ چه شیرین است كه به حرمت این شب ، خوبى ها جاى بدى ها، صلح و صفا جاى اختلاف و تفرقه ، برّ و احسان جاى ظلم و ستم ، احسان به والدین جاى عاق والدین ، صله رحم جاى قطع رحم و... را بگیرد؛ فرصتى است تا با اداى زكات و صدقات ، قدمى در جهت عمران و آبادانى خانه عقبى برداشت و از همین جاست كه برخى از مؤمنان و متدیّنان ، خمس و زكات خود را در این شب تادیه مى كنند تا از ثواب بیشترى بهره مند شوند.
گفتنى است چنان كه ثواب اعمال نیكو در این شب دوچندان است ، كیفر معصیت هم در این شب، بیشتر است ، چرا كه حرمت این شب مبارك هتك شده است؛ لذا در تاریخ مى خوانیم كه على (علیه السلام ) به نجاشى شاعر، كه در ماه رمضان شراب خورده بود، زیاده از حد شرابخوار، تازیانه زد.
((براى هتك احترام ماه خدا.))(1)
2. از آن جا كه شب قدر، شب دعا و نیایش است ، ضرورى است جهت اجابت دعاها، امور زیر را رعایت كنیم :
الف ) ابتدا نمودن به تمجید و تحمید خداوند (متعال ) و صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله) و آل او.
حارث بن مغیره مى گوید: از امام صادق شنیدم كه فرمودند:
((هیچ یك از شما نباید در مقام حاجت خواهى از خدا بر آید، مگر این كه نخست به تمجید و ثناى خدا و درود فرستادن بر پیامبر با كرامت اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) بپردازد و سپس از پروردگار خود، حاجتهایش را مسئلت نماید.))(2)

رمز محبت را هنوز کسی کشف نکرده است،یعنی نمی توان آنرا فرموله کرد و گفت اگر چنین شد چنان می شود و اگر چنان شد چنین می شود، ولی البته رمزی دارد. چیزی در محبوب هست که برای محب از نظر زیبایی خیره کننده است و او را به سوی خود می کشد. جاذبه و محبت در درجات بالا «عشق» نامیده می شود. علی محبوب دل ها و معشوق انسانهاست، چرا؟ و در چه جهت؟ فوق العادگی علی در چیست که عشق ها را بر انگیخته و دل ها را به خود شیفته ساخته و رنگ حیات جاودانی گرفته است و برای همیشه زنده است؟ چرا دل ها همه خود را با او آشنا می بینند و اصلا او را مرده احساس نمی کنند بلکه زنده می یابند؟
مسلما ملاک دوستی او جسم او نیست، زیرا جسم او اکنون در بین ما نیست و ما آن را احساس نکرده ایم. و باز محبت علی از نوع قهرمان دوستی که در همه ملت ها وجود دارد نیست. هم اشتباه است که بگوییم محبت علی از راه محبت فضیلتهای اخلاقی و انسانی است و حب علی حب انسانیت است. درست است علی مظهر انسان کامل بود و درست است که انسان نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد اما اگر علی همه این فضایل انسانی را که داشت می داشت: آن حکمت و آن علم، آن! 284 فداکاری ها و از خود گذشتگی ها، آن تواضع و فروتنی، آن ادب، آن مهربانی و عطوفت،آن ضعیف [نوازی]، آن عدالت، آن آزادگی و آزادیخواهی، آن احترام به انسان،آن ایثار،آن شجاعت،آن مروت و مردانگی نسبت به دشمن، و به قول مولوی:
در شجاعت شیر ربانیستی در مروت خود که داند کیستی؟
آن سخا و جود و کرم و...اگر علی همه اینها را که داشت می داشت اما رنگ الهی نمی داشت، مسلما این قدر که امروز عاطفه انگیز و محبت خیز است نبود.
علی از آن نظر محبوب است که پیوند الهی دارد.دلهای ما به طور نا خود آگاه در اعماق خویش با حق سر و سر و پیوستگی دارد، و چون علی را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق می یابند به او عشق می ورزند. در حقیقت پشتوانه عشق علی پیوند جانها با حضرت حق است که برای همیشه در فطرت ها نهاده شده، و چون فطرت ها جاودانی است مهر علی نیز جاودان است.
سوده همدانی، بانوی فداکار و دلباخته علی،در مقابل معاویه بر علی درود فرستاد و در وصفش گفت: صلی الاله علی روح تضمن ها قبر فاصبح فیه العدل مدفونا قد حالف الحق لا یبغی به بدلا فصار بالحق و الایمان مقرونا
درود خداوند بر روانی باد که او را خاک بر گرفت و عدل نیز با وی مدفون گشت. با حق پیمان بسته بود که به جای آن بدلی نگزیند، پس با حق و با ایمان مقرون گشته بود.
صعصعة بن صوحان عبدی نیز یکی دیگر از دلباختگان علی بود،از کسانی بود که در آن دل شب در مراسم دفن علی با عده معدودی شرکت کرد. پس از آنکه حضرت را دفن کردند و بدنش را خاک پوشانید، صعصعه یک دست خویش را بر قلبش نهاد و با دست دیگر خاک بر سر پاشید و گفت: «مرگ گوارایت باد!که مولدت پاک بود و شکیبایی ات نیرومند و جهادت بزرگ. بر اندیشه ات دست یافتی و تجارتت سودمند گشت.
بر آفریننده ات نازل گشتی و او تو را با خوشی پذیرفت و ملائکش به گردت در آمدند. در همسایگی پیغمبر جایگزین گشتی و خداوند تو را در قرب خویش جای داد و به درجه برادرت مصطفی رسیدی و از کاسه لبریزش آشامیدی.
خاطره ای از علامه محمدتقی جعفری
حرف بسیار ظریفی از علامه محمدتقی جعفری نقل كردهاند كه كسی از ایشان سوال كرده بود چرا اسلام تا این حد در مسئلهٔ محرم و نامحرم سختگیری میكند؟
مرحوم علامه لبخندی زده بودند و فرموده بودند چون در ازدواج و در رابطهٔ زناشویی اتفاق بزرگی میافتد كه بزرگترین اتفاق عالم است و آن تولد یك انسان است. تمام دین برای كمال یافتن همین انسان است. همهٔ عالم برای متكامل شدن این انسان، دست به دست هم دادهاند.
اگر كوچكترین صدمهای به این انسان برسد عرش خدا میلرزد. آبروی این انسان مومن از حرمت كعبه بیشتر میشود. از طرفی خدا در قرآن میفرماید: مَن قَتـَلَ نَفساً فكأنما قَتـَلَ النّاس جمیعاً و مَن أحیاها فكأنما احیا النّاس جمیعاً، یعنی اگر كسی او را از بین ببرد مثل این است كه همهٔ مردم را از بین برده است و اگر او را زنده كرد مثل این است كه همهٔ مردم را زنده كرده است. این یك نفر مساوی با كل هستی است. میفرماید: الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه.
این انسان معدنی از طلاست كه همهٔ انبیا و اولیا برای ظاهر كردن این طلا و ارزش والا و عالی آمدهاند. لذا علامه فرمودند به وجود آمدن این انسان است كه در بحث ازدواج مهم است. و این انسان است كه حرمت دارد و ما اگر این حرمت را نشناختیم و قدر ندانستیم و به آن اهانت كردیم، مسئولیم.
اگر من به این انسان توهین كردم، به كرامت الهی توهین كردهام. این انسان بزرگترین و باارزشترین وجودی است كه در هستی به وجود میآید. لذا فرمودند ازدواج حساس و مهم است چون مقدمهٔ این اتفاق بزرگ در عالم، ازدواج است. در بحث تربیت فرزند حرف زیاد است. به چند نكته اشاره میكنم.