مهریه حضرت فاطمه(س)

جهیزیه دختر پیامبر اسلام(ص) چگونه تهیه شد

میزان مهریه و جهیزیه اینروزها به یکی از مشکلات خانوادگی و اجتماعی تبدیل شده و کم نیستند کسانی که این موارد برای آنها به یک معضل تبدیل شده، یکی از نمونه‌ها آماری است که به طور مرتب از زندانیان مهریه اعلام می‌شود.

حضرت زهرا(س) به حق الگوی شایسته و برازنده زنان است و به همین دلیل نیز ابعاد مختلف زندگی آن حضرت، درسهای بزرگی برای انسانهای طالب کمال و سعادت دارد.

یکی از مواردی که می توان از حضرت فاطمه زهرا(س) درست گرفت مهریه و در پی آن جهیزیه سبک ایشان است . این موضوع برای زندگی امروز که تجملات و چشم و همچشمیها در آن هر روز افزایش یافته و دردسرساز می شود، بسیار سازنده است.

مهریه سرور زنان عالم، دختر گرامی پیامبر اکرم، زنی که از مقام عصمت برخوردار بود عبارت است از:

- یک زره

- یک دست لباس کتان یمنى

- یک پوست گوسفند دباغى نشده

جهزیه حضرت زهرا(س)

رسول خدا به حضرت على(ع) فرمود: هم اکنون برخیز زره‎اى را که برای مهر زهرا قرار دادی، بفروش و بهایش را نزد من حاضر کن تا براى شما جهیزیه و اسباب خانه تهیه نمایم.

على بن ابى طالب(ع) زره را به بازار برد و فروخت. در روایت مختلف، بهاى آن بین چهارصد و چهارصد و هشتاد و پانصد درهم عنوان شده است. بنا بر بعضى روایات، زره را عثمان خریدارى  و بعدا به على اهدا کرد.

حضرت على(ع) پول زره را گرفت و خدمت پیغمبر(ص) ‌تقدیم کرد. رسول خدا، ابوبکر و سلمان فارسى و بلال را احضار کرد. مقدارى از پولها را به آنان داد و فرمود: با مقدارى از این پول‎ اسباب و لوازم زندگى براى فاطمه(س) خریدارى کنید. قدرى از آن هم را به اسماء داد و فرمود: براى دخترم عطر و بوى خوش تهیه کن و بقیه را به ام سلمه سپرد.

ابوبکر مى‎گوید: وقتى پول‎ها را شمردم دیدم شصت و سه درهم است و به وسیله آن اسباب و لوازمی خریدارى کردم:

- یک پیراهن سفید

-  یک روسرى بزرگ

- یک حوله

- یک سریر عربی(تخت) که از پوست خرما بافته شده بود

- دو تشک کتانى که یکى از پشم گوسفند و دیگرى از لیف خرما پر شده بود

- چهار بالش از پوست میش

- یک قطعه حصیر هجرى(منطقه ای در یمن)

- یک آسیاى دستى

- یک کاسه مسى

- یک مشک چرمى براى آبکشى

- یک طشت لباسشویى

- یک کاسه براى شیر

- یک ظرف آبخورى

- یک پرده پشمى

- یک سبوى گلى

- یک پوست براى فرش

- دو کوزه سفالین

- یک عبا

هنگامى که جهیزیه حضرت زهرا(س) را خدمت پیغمبر اسلام(ص) آوردند اشک از دیدگان آن حضرت جارى شد و سر را به جانب آسمان بلند کرد و گفت: خدایا این عروسى را براى کسانى که ظرف‎هایشان گلى است مبارک گردان.

اگر مهر نامحرمي در دلمان باشد .....

اگر مهر نامحرمي در دلمان باشد چه كنيم اين مهر و علاقه از بين برود؟

نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.

    آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.

    «دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفاء وپاسخ داده نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند.

   علاقه و عشق محصول توجه به كمال است. آدمى زمانى كه در چيزى و يا كسى كمالى را مى‏بيند، به آن علاقه‏مند مى‏گردد و اگر كشش به هر دليل قوى باشد، اين علاقه (اصطلاحاً)  به عشق منجر مى‏گردد. اما از آنجا كه ادامه رشته محبت گاهي از كنترل عقل و حواس آدمي خارج مي شود و حتي گاهي عقل و قواي بدن را بدون اراده تحت الشعاع قرار مي دهد. ممكن است خطرآفرين باشد. لذا درباره محبت به جنس مخالف در دوران مجردي و حتي بعد از ازدواج توصيه شده است كه به شدت كنترل شده باشد لذا  با توجه به شرايط خاص دوران جوانى، طولانى بودن دوران تجردِ غالب جوانان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران جوان روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:

ادامه نوشته

درد دل شوهرانه !!

درد دل شوهرانه !!


 از نظر زنان ارتباطات برای رابطه برقرار کردن است اما برای مردان ارتباطات به هدف تبادل اطلاعات انجام می‌شود. همه آن پیچیدگی‌ها با دانستن چند موضوع ساده قابل حل است. کافی است حرف‌های شوهرتان را بشنوید. او با شما حرف‌هایی دارد.

درد دل شوهرانه !!

همسر شما یک آدم فضایی از مریخ یا ونوس نیست که نتوانید او را بفهمید یا کشفش کنید. فقط کافی است حرف‌هایش را بشنوید و خواسته‌ها و انتظاراتش را بدانید. موضوع این است که شما در روابط روزمره و ساده خود با پیچیدگی‌هایی مواجه می‌شوید که شما را متعجب می‌کند. ماجرا از اینجا آب می‌خورد که زن‌ها و مردها برای برقراری ارتباط با یکدیگر، روش‌های مختلفی را برمی‌گزینند.

از نظر زنان ارتباطات برای رابطه برقرار کردن است اما برای مردان ارتباطات به هدف تبادل اطلاعات انجام می‌شود. همه آن پیچیدگی‌ها با دانستن چند موضوع ساده قابل حل است. کافی است حرف‌های شوهرتان را بشنوید. او با شما حرف‌هایی دارد.

 

یک تشکر خشک و خالی به جایی برنمی‌خورد

شاید با خودتان بگویید من که هر کاری از دستم برآید انجام می‌دهم و توجه زیادی از خودم نشان می‌دهم. باید بدانید که شوهرتان در این مورد مثل شما فکر نمی‌کند. وقتی او کارهای هر چند کوچکی مثل بیرون بردن آشغال‌ها و شستن ظرف‌های میوه را انجام می‌دهد، اگر یک تشکر کوچک از شما بشنود، خیلی شادمانه‌تر و باانگیزه بیشتری آن کار را می‌کند.

 او هم مثل شما نیاز به تحسین و تمجید دارد.هر از گاهی یک تشکر خشک و خالی خیلی چیزها را عوض می‌کند و احساس تحسین شما را به او منتقل می‌کند.

ادامه نوشته

پاسخ علامه جعفری به "چرا اسلام درباره محرم و نامحرم سختگیری می‌كند؟"

خاطره ای از علامه محمدتقی جعفری

حرف بسیار ظریفی از علامه محمدتقی جعفری نقل كرده‌اند كه كسی از ایشان سوال كرده بود چرا اسلام تا این حد در مسئلهٔ محرم و نامحرم سختگیری می‌كند؟

مرحوم علامه لبخندی زده بودند و فرموده بودند چون در ازدواج و در رابطهٔ زناشویی اتفاق بزرگی می‌افتد كه بزرگ‌ترین اتفاق عالم است و آن تولد یك انسان است. تمام دین برای كمال یافتن همین انسان است. همهٔ عالم برای متكامل شدن این انسان، دست به دست هم داده‌اند.

 اگر كوچك‌ترین صدمه‌ای به این انسان برسد عرش خدا می‌لرزد. آبروی این انسان مومن از حرمت كعبه بیشتر می‌شود. از طرفی خدا در قرآن می‌فرماید: مَن قَتـَلَ نَفساً فكأنما قَتـَلَ النّاس جمیعاً و مَن أحیا‌ها فكأنما احیا النّاس جمیعاً، یعنی اگر كسی او را از بین ببرد مثل این است كه همهٔ مردم را از بین برده است و اگر او را زنده كرد مثل این است كه همهٔ مردم را زنده كرده است. این یك نفر مساوی با كل هستی است. می‌فرماید: الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه.

 این انسان معدنی از طلاست كه همهٔ انبیا و اولیا برای ظاهر كردن این طلا و ارزش والا و عالی آمده‌اند. لذا علامه فرمودند به وجود آمدن این انسان است كه در بحث ازدواج مهم است. و این انسان است كه حرمت دارد و ما اگر این حرمت را نشناختیم و قدر ندانستیم و به آن اهانت كردیم، مسئولیم.

اگر من به این انسان توهین كردم، به كرامت الهی توهین كرده‌ام. این انسان بزرگ‌ترین و باارزش‌ترین وجودی است كه در هستی به وجود می‌آید. لذا فرمودند ازدواج حساس و مهم است چون مقدمهٔ این اتفاق بزرگ در عالم، ازدواج است. در بحث تربیت فرزند حرف زیاد است. به چند نكته اشاره می‌كنم.

عشق زن به غیر شوهر

سوال- آیا برای زن ازدواج کرده، جایز است که کسی غیر از همسرش را دوست بدارد. در این صورت گناه او چیست؟ در حالی که می دانیم قلب انسان نسبت به عشق و محبت در اختیار وی نیست؟ حتی پیامبر(ص) هنگام مراعات نوبت همبستری با همسرانش می فرمود:

خداوندا این است تقسیماتی که من مالک آن هستم و در دست و قدرت من است، و در مواردی که در حیطه ی قدرت و اختیار و ملک توست و من مالک آن نیستم، مرا سرزنش و ملامت مفرما» که منظور امور قلبی است.

جواب: جا دارد که من در اینجا جمله ای را که روزی یکی از عالمان و داعیان معاصر گفته است یادآور شوم. هنگامی که از او سوال شد: آیا عشق ورزیدن و دوست داشتن حلال است یا حرام؟ جواب ظریف ایشان این بود که عشق و محبت حلال، حلال است؛ و عشق و محبت حرام، حرام.

این جواب نه معماست و نه مبهم؛ بلکه بیان یک واقعیت آشناست. حلال و حرام هر یک روشن و آشکار هستند هر چند میان آن دو شبهاتی هستند که بسیاری از مردم آنها را نمی دانند. حلال روشن این است که مردی نسبت به نامزدش و نامزدی نسبت به خواستگارش عشق بورزد و او را دوست داشته باشد. حرام روشن آن است که مردی نسبت به زنی که در ازدواج دیگری است، عشق و محبت بورزد، و فکر و قلب آن زن را به خود مشغول سازد، و در نتیجه زندگی او و شوهرش را به تباهی کشاند، چه بسا کار به خیانت ناموسی نیز منتهی گردد و اگر بدان خاتمه نیابد منجر به اضطراب زندگی، مشغولیت فکر و پریشانی خاطر و از بین رفتن آسایش و آرامش زندگی زناشویی آنان گردد. چنین عمل فاسدی از جمله گناهانی است که پیامبر(ص) از شخص مرتکب آن تبری می جوید، آنجا که می فرماید:

« از امت ما نیست کسی که زنی را بر شوهرش فاسد گرداند.»

یا مانند اینکه زنی نسبت به مردی غیر از شوهرش عشق و محبت ورزد، و فکر و اندیشه ی او را به خود مشغول سازد، و از شوهر و شریک زندگیش رویگردان باشد که چه بسا این عشق و علاقه آن زن را به کارهایی که حلال شرعی نیست همچون نگاه کردن و خلوت کردن و لمس کردن بکشاند، یا به گناهی که از آنها خطرناک تر و بزرگ تر است یعنی زنا و یا قصد آن بکشاند، و اگر به هیچ یک از این موارد منجر نشود، تشویش خاطر، و اضطراب روحی و مکدر ساختن زندگی زناشویی را ببار خواهد آورد، و جز پیروی از هوای شیطانی و نفسانی چیزی عاید او نمی گردد، و هوای نفسانی بد معبودی است که در زمین پرستش می شود.

قرآن کریم داستان یک زن متأهل را که عاشق جوانی غیر از شوهرش شده بود برای ما بیان می نماید که این عشق و علاقه، آن زن را به کارهای ناشایست فراوانی که مورد پسند اخلاق و دین نبود، کشانید. منظورم زن عزیز مصر است، و آن جوان معشوق، یوسف صدیق می باشد.

این زن کوشید که به هر وسیله ای آن جوان[یوسف] را بفریبد و آشکارا از او درخواست مراوده کرد، و پروایی از خیانت کردن به شوهرش نداشت، وقتی که این جوان عفیف و پاکدامن دست رد به خواسته ی او زد. آن زن اقدام به زندانی کردن و خوار نمودن او نمود تا ایشان را حقیر سازد. همانطور که به دوستانش از زنان مرفه شهر با صراحت اعلام نمود:

«زن عزیز گفت: این همان است که درباره ی او سرزنشم می کردید آری من از او کام خواستم ولی او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور می دهم نکند قطعا" زندانی خواهد شد و حتما" از خوارشدگان خواهد گردید.»

ادامه نوشته

قبل ازاينكه اقدام طلاق كني.....

قبل ازاينكه اقدام طلاق كني.....

 

ازدواج موفق، ازدواجی است که در شوهر، احساسات انتقال از دوران مجردی به دوران تأهل را بیدار نماید که مهم ترین آنها این است که  : زندگی مجردی را با تمام شیرینی ها و تلخی ها و تمام معایب و مزایایش فراموش کند . اما در مورد با هم داشتن مزایای مجردی و ازدواج وطرد معایب هردو (باید گفت) چنین خواسته ای خودخواهی محض است و به اجرا در آوردن چنین خواسته ای محال است .که این حالت برای کسانی است که برای بار دوم ازدواج می کنند نیز صادق است که غالباً شخص می خواهد از مزایای هردو ازدواج بهره مند شده و از معایب آنها رهایی یابد؛ که چنین چیزی نیز غیر ممکن و محال است .

3. دلیل دیگر این است که بعضی از جوانان قبل از ازدواج از اضطراب و نگرانی که بر روانشان تاثیر می گذارد رنج می برند ، به خصوص در صورتی که شوهر ، همسرش را تا قبل از شب زفاف ندیده باشد که چنین حالتی بر او تأثیر گذاشته و او را(در اولین تجربه همبستری م) ناکام می کند و اضطرابش بیشتر می گردد ، باز دوباره اقدام می کند و باز هم شکست می خورد، آنگاه است که خجالت زده شده و احساس می کند که مردانگی او دچار نقص است و می خواهد از واقعیت فرار کند تا او را متهم به نقص نکنند ، از این رو با عجله به سراغ طلاق می رود و اگر (جوان) ما بداند که این پدیده چیزی کاملاً طبیعی است ونه تنها برای دهها هزار جوان ، اتفاق می افتد، بلکه عدم موفقیت در چنین مواردی برای بسیاری از دیگر زوجین اتفاق می افتد، چیزی که  آن را می توان شکست، یا به عبارتی تنبلی موقتی نام نهاد پدیده ای است  ،که بعد از پایان تأثیرات آن از بین می رود، و این وظیفه ی اولیای امور و مربیان است که جوان خود را در چنین مواردی آگاه ساخته و او را به خوبی به طبیعی بودن چنین عوارضی تفهیم نمایند.

4. حقایقی نیز وجود دارند که حاصل تجربیات واقعی می باشد ، با اینکه بسیاری از مکاتب پزشکی به آن اعتقادی ندارند، پدیده ای به نام ویار که هنگام حاملگی دامنگیر زنان می شود ، به گونه ای که گاهی این حالت شدّت پیدا می کند و همسر از نزدیک شدن به شوهرش امتناع می کند و از بوی او بدش می آید ، به خصوص درهنگامی در همان ابتدای ازدواج بدون اینکه زوجین متوجه شوند حاملگی اتفاق می افتد، و بلافاصله همسر از نزدیکی با شوهر امتناع می نماید و آشکارا به او می گوید که دیگر تحمّل او و بوی بدنش را ندارد، همسر درخواست جدایی می کند،  و بالاخره به غیرت شوهر بر می خورد و اقدام به طلاق همسرش می نماید! پس بنابر این جوان ، ناگزیر باید از این امور مطلع باشد، و دانش خود را در باره آنها بالا ببرد.

۵. عجله داشتن در پدیدار شدن مودّت ورحمت و محبّت (وعده داده شده م)، خود به مشکلی در قضیه ی ازدواج بدل شده است، طوری که بسیاری از جوانان انتظار دارند در همان شب و روز اول عشق و محبت همسرشان را داشته باشند، به گمان آنان محّبت  باید حتماً حالتی فشرده و یکباره داشته باشد ، در حالی که مودّت و دوستی، تنها با معاشرت طولانی به دست می آید.

( ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها وجعل بينكم مودة ورحمة ، إن في ذلك لآيات لقوم يتفكرون ) ، بنابر این(آیه شریفه ) دوستی را خداوند در بین زوجین قرار می دهد، چیزی که به وجود نخواهد آمد، مگر بعد از گذشت زمان.

این بود دلایلی که به نظرم مهم آمدند، گاهی ممکن است دلایل مهم تر ، مقدم تر و قابل ذکر تری هم وجود داشته باشد.

منبع: مجلّه ی مجلة الأسرة شماره 127

ریشه‌ها و آسیبهای بدحجابی

ریشه‌ها و آسیبهای بدحجابی

 چشم و همچشمی و ازدواج غیرسنتی؛ عوامل بدحجابی/ خانواده‌ها هوشیار باشند

بدحجابی ناشی از مواردی از جمله ضعف ایمان، چشم و همچشمی و فرار از ازدواج سنتی است که آسیبها و تبعات جدی بدنبال دارد و می‌بایست با شناخت دقیق ابعاد و ریشه‌های آن برای زدودن جامعه از این مشکل فعالیت کرد .

ایران کشوری اسلامی است که همین اسلامی بودن شرایط و ضوابط خاصی را در ابعاد مختلف می طلبد تا اسلامی بودن از حالت اسمی خارج و این مؤلفه به شکلهای مختلف نمایان باشد .

بهره مندی از پوشش اسلامی یکی از مصادیق جامعه اسلامی است، حجاب و عفاف بعنوان یک ارزش همواره برای مردم ایران زمین مهم و مورد توجه جدی بوده است .

یکی از عواملی که پیروزی انقلاب اسلامی را رقم زد، گسترش بی عفتی و بی بندوباری در جامعه بود و فعالیتهای پس از انقلاب به سمتی بود که این معضل برطرف شده و عفت عمومی همراه با رعایت زیبنده حجاب همگانی شود .

آنچه طی چند سال اخیر به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده، بدحجابی است که بسیار خودنمایی کرده و از عوامل بروز ناهنجاریهایی نیز هست و به همین دلیل هیچ بدحجابی نمی تواند ادعا کند مسئله موضوعی کاملا شخصی است .

بروز و ظهور بدحجابی عوامل مختلفی دارد:

ضعف ایمان

بی هیچ شک و تردیدی، بی حجابی از فقر معرفت دینی نشأت می گیرد .

یکی از مهمترین دلایل ضعف ایمان است . چنانچه مفاهیم ارزشی و دینی از کودکی به خوبی و بدرستی تبیین شده و تلاش همگانی اعم از خانواده و مسئولان تربیتی مانند آموزش و پرورش بر تقویت معرفت دینی معطوف باشد و این مهم مورد غفلت و بی توجهی قرار نگیرد، پایه های دینی و اعتقادی نوجوانان و جوانانی که در معرض چنین تربیتی قرار داشته اند چنان قوی و عمیق است که هیچ عامل بیرونی نمی تواند تأثیری در باورهای معنوی و ارزشی آنها گذاشته، انحرافی ایجاد کند .

ادامه نوشته

آیا ازدواج به معنای پایان آزادی است؟

آیا ازدواج به معنای پایان آزادی است؟

چند وقت پیش که فرزندانم در تعطیلات تابستانی مدارس بودند، به سفری رفتیم که از قبل برنامه ای برای آن نداشتیم. این سفر اتفاقی باعث شد به آزادی و روابط بیشتر فکر کنم چون خیلی ها فکر می کنند که ازدواج به معنای اتمام همه آزادی ها و لذت هاست. به نظر من و شوهرم چنین سفر بدون برنامه ای برای کل خانواده در مقایسه با زمانیکه بچه هایمان شیرخواره بودند خیلی غیرمنتظره و ناگهانی آمد.

واقعاً اینکه ازدواج کرده باشید یا نه، چقدر بر میزان آزادی شما اثر می گذارد؟ بعد از بررسی وضعیت یکسری از دوستان مجردم به این نتیجه رسیدم که واقعاً آنها آزادی چندان بیشتری ندارند. درواقع در دوستی های پیش از ازدواج که نسبت به رابطه زناشویی بسیار نامطمئن ترند، انسانها از آزادی کمتری برخوردارند. در این مقاله واقعیت هایی را بیان می کنم که نشان می دهد این تئوری به هیچ وجه صحت ندارد که با ازدواج آزادی افراد از بین می رود.

ادامه نوشته

تأثیر روابط دختر و پسر در زندگی آینده

آیا دوستی و روابط دختر و پسر در زندگی آینده آن ها تأثیر خواهد گذاشت؟

جواب این پرسش بی تردید مثبت است ، اما تأثیر آن در افراد متفاوت است و بستگی به محیطی که زندگی می کند ، خانواده ، نوع رابطه و... دارد .
دختران و پسرانی که به طریق غیر مشروع با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار می‌کنند، از جهات مختلف، آسیب می‌بینند. آسیب‌ها هرچند متوجه دختر و پسر است، اما دامنه و شدت آن درباره دختران بیش‌تر است.

آسیب‌ها عبارتند:


ادامه نوشته