همه مطیع امام زمان خواهد شد وگرنه....

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 9:40 توسط حسن تبار
|


گويند صاحبدلى، براى
اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند
گويد. او پذيرفت. نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحبدل
برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.
آن
گاه خطاب به جماعت گفت: مردم! هر كس از شما كه مى داند امروز تا شب خواهد زيست ونخواهد
مرد، برخيزد! كسى برنخاست.
گفت: حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده
است، برخيزد! باز كسى برنخاست.
گفت: شگفتا از شما كه به ماندن اطمينان نداريد؛ اما
براى رفتن نيز آماده نيستيد.