شهید شماره تابوتش را خودش گفت!

نام شهید را از تلویزیون اشتباه خواندند

شهید شماره تابوتش را خودش گفت!

انبوهی تابوت روی همدیگر چیده شده بود. به نگهبان اسم شهید را گفتیم و با او به جستجو مشغول شدیم. روی بدنه تابوت‌ها اسم شهدا رو نوشته بودن كه بعضیاشون خیلی بدخط و ناخوانا بود. كم كم داشتیم از پیدا كردن جنازه علی اكبر ناامید می‌شدیم كه...

به گزارش خبرآنلاین، سیمین وهاب‌زاده مرتضوی، ۸۰۰ خاطره از شهدا را در مجموعه‌ای ۸ جلدی با عنوان «شهرگان شهر» تدوین و انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر كرده است. این مجموعه می خواهد نسل جوان را با رزمندگان دوران هشت ساله دفاع مقدس آشنا كند.

«شهرگان شهر» حاصل ۱۰ سال تحقیق در پرونده‌های شهدای استان‌های خراسان است و برای تولید آن مصاحبه‌هایی با خانواده، دوستان و همرزمان شهدا صورت گرفته‌است.

ادامه نوشته

لطفا 22 ثانيه به اين عكس نگاه كنيد!

لطفا 22 ثانيه به اين عكس نگاه كنيد!

به اين چهره‌ها نگاه كنيد و به چهره‌هايي كه هر روز از كنارتان رد مي‌شوند.

چهره‌هايي كه از كنار ما رد مي‌شوند با اينكه ظاهرا در رفاه بيشتر به سر مي‌برند اما انگار هميشه از چيزي رنج مي‌برند. خيلي فرق نمي كند از چه چيزي. مثلا قسطشان عقب افتاده يا درآمدشان كم است. ماشينشان خراب است يا كلاهشان را برداشته‌اند. مريض هستند يا مريضداري مي‌كنند. بليت سفر گيرشان نيامده يا بليت مسابقه فوتبال! كسي به ماشينشان زده يا پليس جريمه شان كرده. يا ... و هزار مشكل و رنجي كه تمامي ندارند.

... اما لطفا 22 ثانيه وقت بگذاريد و به اين عكس نگاه كنيد.

اينها 22 نفر از رزمندگان عرصه عشق و جوانمردي هستند. لازم نيست هيچ كدام را بشناسيد. تنها به آرامش و شوقي كه در چهره اين جوانان غيور ديده مي‌شود تامل كنيد. آن وقت از بركت اين نگاه‌هاي آسماني بهره‌مند خواهيد شد.

اينها هم زندگي را دوست ‌داشتند. آرزوي مدارج بالاي تحصيلي هم داشتند. از داشتن خانه و ماشين هم بدشان نمي آمد. حتي برخي از اينها زن و بچه هم داشتند اما وقتي ديدند به آب و خاكشان تجاوز شده، در خانه نشستن را ننگ دانست، جان با ارزش خود را به دست گرفته و مردانه به دفاع از ناموس و دينشان پرداختند.

اينها سبكبال و رها به استقبال شهادت رفتند تا چراغ خانه ما روشن بماند.

 
اين عكس پیش از عمليات بدر در سال 1363 گرفته شده است.

شهدايي كه در اين عكس ديده مي‌شوند:

محمدحسین اكرمي، محمدي قاري قرآن، فرج اله پيكرستان، محمدرضا صالح نژاد، حسين غياثي، عبدالرضا شريفي پور، حميد كياني، حسين انجيري، مصطفی معیری، سعید سعاده، امير پريان، محمود دوستاني و عبدالمحمد خيرعلي مشاك.

 

حماسه مقدس

تفاوت حماسه مقدس با حماسه های قومی و ملی

مرد بزرگ، روحش صاحب حماسه است، خواه برای خودش کار کرده باشد یا برای یک ملت و یا برای بشریت و انسانیت کار کرده باشد، و یا حتی بالاتر از انسانیت فکر کند و خودش را خدمتگزار هدفهای کلی خلقت بداند، که اسم آن را رضای خدا می گذارد، بدین معنی که خداوند این خلقت را آفریده و برای آن یک مسیر و هدف کلی قرار داده است، این راه، راه رضای خدا است. مرد بزرگ کسی است که در روحش حماسه وجود داشته باشد، غیر از این نمی تواند باشد.

نادرشاه افشار اگر یک حماسه در روحش وجود نمی داشت، نمی توانست افاغنه را از ایران بیرون کند و نمی توانست هندوستان را فتح بکند، این خودش یک حماسه است. اما اینکه بعد کارش به یک مالیخولیا کشید و خودش دشمن جان ملت خودش شد، مطلب دیگری است.

اسکندر، خواه ناخواه در روحش یک حماسه، یک موج وجود داشته است. شاه اسماعیل همین طور، ناپلئون همین طور. اسکندر، نادرشاه و شاه اسماعیل ، همه اینها یک اراده بزرگ هستند، یک همت بزرگ هستند، یک حماسه بزرگ هستند ولی حماسه مقدس نیستند. برای اینکه هر یک از اینها می خواهد شخصیت خودش را توسعه بدهد، می خواهد همه چیز را در خودش هضم کند، می خواهد ملتها و مملکتهای دیگر را در مملکت خویش هضم کند، و لذا از نظر یک ملت، یک قهرمان ملی است، ولی از نظر ملت دیگر جنایتکار است.

ادامه نوشته