معنى ((كثير)) در اينجا چيست ؟

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ

 وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً


    سوره : الاسراء آیه : 70

معنى ((كثير)) در اينجا چيست ؟


بعضى از مفسران آيه فوق را دليل بر فضيلت فرشتگان بر كل بنى آدم دانسته اند، چرا كه قرآن مى گويد ما انسانها را بر بسيارى از مخلوقات خود برترى داديم ، و طبعا گروهى در اينجا باقى مى ماند كه انسان برتر از آنها نيست و اين گروه جز فرشتگان نخواهند بود. ولى با توجه به آيات آفرينش آدم و سجود و خضوع فرشتگان براى او و تعليم علم اسماء به آنها از سوى آدم ، ترديدى باقى نمى ماند كه انسان از فرشته برتر است ، بنابراين ، ((كثير)) در اينجا به معنى جميع خواهد بود و به گفته مفسر بزرگ طبرسى در مجمع البيان ، در قرآن و مكالمات عرب ، بسيار معمول است كه اين كلمه به معنى جميع مى آيد.

 طبرسى مى گويد: معنى جمله اين است انا فضلناهم على من خلقناهم و هم كثير: ((ما انسان را بر ساير مخلوقات برترى بخشيديم و ساير مخلوقات بسيارند)). قرآن درباره شياطين مى گويد: و اكثرهم كاذبون (سوره شعراء آيه 223) بديهى است كه شياطين همه دروغگو هستند نه اكثر آنها. و به هر حال اگر اين معنى را خلاف ظاهر بدانيم آيات آفرينش ‍ انسان قرينه روشنى براى آن خواهد بود. 5 - چرا انسان برترين مخلوق خدا است ؟ پاسخ اين سؤ ال چندان پيچيده نيست ، زيرا مى دانيم تنها موجودى كه از نيروهاى مختلف ، مادى و معنوى ، جسمانى و روحانى تشكيل شده ، و در لابلاى تضادها مى تواند پرورش پيدا كند، و استعداد تكامل و پيشروى نامحدود دارد، انسان است .

حديث معروفى كه از امير مؤ منان على (عليه السلام ) نقل شده نيز شاهد روشنى بر اين مدعا است :
((خداوند خلق عالم را بر سه گونه آفريد: فرشتگان و حيوانات و انسان ، فرشتگان عقل دارند بدون شهوت و غضب ، حيوانات مجموعه اى از شهوت و غضبند و عقل ندارند، اما انسان مجموعه اى است از هر دو تا كدامين غالب آيد، اگر عقل او بر شهوتش غالب شود، از فرشتگان برتر است و اگر شهوتش بر عقلش ‍ چيره گردد، از حيوانات پست تر)).

در اينجا يك سؤ ال باقى مى ماند و آن اينكه آيا همه انسانها از فرشتگان برترند؟ در حالى كه گروهى بى ايمان و شرور و ستمگر هستند كه از پست ترين خلق خدا محسوب مى شوند و به تعبير ديگر آيا بنى آدم در آيه مورد بحث همه انسانها را شامل مى شود يا تنها گروهى از آنها را. پاسخ اين سؤ ال را در يك جمله مى توان خلاصه كرد، و آن اينكه : آرى همه انسانها برترند، اما بالقوه و بالاستعداد، يعنى همگى اين زمينه و شايستگى را دارند، حال اگر از آن استفاده نكنند، و سقوط نمايند مربوط به خودشان است . گر چه برترى اساسى انسان بر ساير موجودات روى جنبه هاى معنوى و انسانى او است ولى بى مناسبت نيست كه بدانيم به گفته دانشمندان انسان حتى از نظر نيروهاى جسمانى در بعضى از جهات از ساير جانداران قويتر و نيرومندتر است (هر چند از پاره اى جهات ضعيفتر به نظر مى رسد). نويسنده كتاب ((انسان موجود ناشناخته )) ((الكسيس كارل )) مى گويد: ((بدن انسان داراى استحكام و ظرافت فوق العاده اى مى باشد و در مقابل هر نوع حادثه استقامت مى ورزد، همچنين در مقابل بى غذائى ، بى خوابى ، خستگى ، غصه افراطى ، درد، بيمارى ، رنج ، پركارى و در مورد حفظ موازنه و تعادل حيرت انگيز بدن و روح خويش ، تحمل عجيبى از خود نشان مى دهد، حتى مى توان گفت كه انسان از تمام حيوانات پردوامتر، پرتلاشتر است ، با اين توانائى جسمى و فكرى شگرفش توانسته است ، اينهمه امور، صنايع ، و تمدن كنونى را به وجود آورد و برتريش را بر همه جانداران به اثبات رساند)).

منبع:
تفسیر نمونه (جلد ۱۲) آیت الله ناصرمکارم شیرازی

اگر مهر نامحرمي در دلمان باشد .....

اگر مهر نامحرمي در دلمان باشد چه كنيم اين مهر و علاقه از بين برود؟

نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.

    آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.

    «دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفاء وپاسخ داده نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند.

   علاقه و عشق محصول توجه به كمال است. آدمى زمانى كه در چيزى و يا كسى كمالى را مى‏بيند، به آن علاقه‏مند مى‏گردد و اگر كشش به هر دليل قوى باشد، اين علاقه (اصطلاحاً)  به عشق منجر مى‏گردد. اما از آنجا كه ادامه رشته محبت گاهي از كنترل عقل و حواس آدمي خارج مي شود و حتي گاهي عقل و قواي بدن را بدون اراده تحت الشعاع قرار مي دهد. ممكن است خطرآفرين باشد. لذا درباره محبت به جنس مخالف در دوران مجردي و حتي بعد از ازدواج توصيه شده است كه به شدت كنترل شده باشد لذا  با توجه به شرايط خاص دوران جوانى، طولانى بودن دوران تجردِ غالب جوانان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران جوان روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:

ادامه نوشته

صفــــــات مـومـن

صفــــــات مـومـن

روزى امیر المؤ منین علیه السلام از کنار عده اى از قریش که نشسته بودند مى گذشت . آنها از لباسهائى سفید و صورتهائى خوش رنگ برخوردار بودند و بسیار مى خندیدند، و هر کسى از کنار آنها مى گذشت با انگشت به او اشاره مى کردند وى را مورد تمسخر قرار مى دادند. آنگاه به گروهى از اوس و خزرج گذر کرد که آنها نیز نشسته بودند و از بدنى لاغر و ضعیف و رنگى زرد برخوردار بودند و در سخن گفتن خود تواضع مى ورزیدند

حضرت تعجب کرد و بر پیامبر صلى اللّه علیه و آله وارد شد و عرض کرد: پدر و مادرم فدایت شوند، من امروز به مردمى گذشتم و صفات آنها را ذکر کرد و ادامه داد به عده اى دیگر از اوس و خزرج گذر کردم و آنها را نیز توصیف نمود و گفت : همه آنها افرادى مومن هستند، حال صفات مومن را برایم بیان فرما.

رسول خدا صلى اللّه علیه و آله سر به زیر انداخت و پس از لحظه اى سر بلند کرد و فرمود: مومن بیست صفت دارد و اگر از این صفات بر خوردار نباشد ایمانش کامل نیست . و آن ویژگیها عبارتند از:
حضور در نماز، دادن زکات ، اطعام مسکین ، دست کشیدن بر سر یتیم ، پاکیزگى لباس ، کمر بستن به عبادت خدا و دیگر اینکه وقتى سخن مى گویند راست مى گویند و هنگامى که وعده مى دهند خلاف وعده نمى کنند، و اگر امین شمرده شوند خیانت نمى ورزند. زاهد شب و شیر روز هستند، روزها روزه دار و شبها عبادت مى کنند، همسایه آزار نیستند و همسایه ها از آنها در امانند، متواضعانه راه مى روند و در تشییع جنازه شرکت مى کنند. خداوند ما و شما را از متقین قرار دهد