اللهم اعوذ بک من علم لا ینفع
در (اللهم اعوذ بک من علم لا ینفع ) علم لا ینفع چه علمی است ؟چندین مثال بزنید .
اللهم انّی اعوذُ بک من علمٍ لاینفعُ... اصل این دعا در تعقیبات نماز عصر
در مفاتیحالجنان نقل شده است: اللهمّ انّی اعوذ بک من نفسٍ لاتشبعُ و من
قلبٍ لایخشَعُ و من علمٍ لاینفعُ و من صلاةٍ لاتُرفَعُ و من دعاءٍ
لایُسمَعُ خدایا من به تو پناه میبرم از نفسی که سیرابی ندارد، و قلبی که
خشوع و خضوع نمییابد و عملی که سودی نمیبخشد و نمازی که بالا نمیرود و
مقبول واقع نمیشود و دعایی که تأثیر نمیپذیرد و مسموع واقع نمیگردد.
انسان خود نوعی حیوان است، از این رو با دیگر جانداران مشترکات بسیار دارد. اما یک سلسله تفاوتها با همجنسان خود دارد که او را از جانداران دیگر متمایز ساخته و به او تعالی و مزیّت بخشیده و او را بیرقیب ساخته است. تفاوت عمده و اساسی انسان با دیگر جانداران که ملاک انسانیّت او است و منشاء چیزی به نام تمدّن و فرهنگ انسانی گردیده است در دو ناحیه است علم و ایمان یا بینش و گرایش.
علم به معنی اعم یعنی مجموع تفکرات بشری درباره جهان(شهید مطهری، کتاب انسان و ایمان).
علامه محمد تقی جعفری علم را این گونه تعریف کردهاند:«علم روشنکنندهی واقعیات است در آن حدود که وسایل و ابزار و ساختمان مغزی شخص عالِم و محدودیت هدفگیریها و موضعگیریهایش را مشخص مینماید»عرفان اسلامی، علامه جعفری، ص 145.
علوم به دو قسمت تقسیم میشود:یکی علوم دنیایی که هدف این علوم رسیدن به مقاصد مادّی دنیوی است و دیگر علوم اخروی که هدف آنها نیل به مقامات معنوی و وصول به مدارج عالی اخروی است. البته امتیاز هر یک از این علوم به امتیاز نیّتها و مقاصد آنهاست. خود علوم اخروی نیز از همه حال خارج نیست یا از قبیل علوم و معارف الهی، نظیر توحید است. یا از قبیل علم تهذیب نفس، تزکیه اخلاق و سلوک الیالله است، یا از قبیل علم آداب و سنن عبودیت است. اکنون باید اعتراف کنیم که آباد نمودن جهان آخرت بسته به این سه امر است. اما نکتهای که باید اضافه کنیم این است که از مهمترین تعالیم اسلام اعتقاد به این اصل و سنت الهی است که دنیا نباید به خاطر آخرت ترک شود و آخرت نیز نباید فدای دنیا گردد(در روایات ذکر شده که معصوم میفرماید از ما نیست کسی که آخرتش را به خاطر دنیا از دست بدهد و یا دنیایش را به خاطر آخرت ترک بگوید.
مطابق این مقدّمه که برگرفته از تعالیم انبیاء و مستفاد از قرآن شریف است، علوم به هر درجه که هستند راههای وصول به بهشتند. در واقع رهرو هر علمی رهرو راهی از راههای بهشت است. اما به این شرط که علم، راهی به سوی عمل باشد حتّی علم توحید زمانی نافع است که انسان را از گناهان بازدارد و به انجام اعمال شایسته سوق دهد.
به تعبیر عرفا اگر علوم مختلف در حدّ شناخت و معرفت باقی بماند، شریعت است. ولی اگر به عمل بیانجامد و به قول شهید مطهری به ایمان تبدیل شود «طریقت» یا رهپیمایی یا رهرویی به سوی حق خواهد بود. به طور یقین علم و شناخت فقط روشنگر راه است. ولی اگر به باور قلبی و ایمان باطن تبدیل شد انگیزه و حرکت ایجاد مینماید و تا حرکت نباشد وصولی نیز نخواهد بود.
شناخت <-- ایمان <-- عمل صالح
اگر آثار علم نافع را بررسی کنیم میفهمیم که:
1ـ علم به ما روشنایی و توانایی میبخشد.
2ـ علم ابزار ترقی میسازد.
3ـ علم به رهروی انسان سرعت میبخشد.
4ـ علم نمایاننده هست هاست و ما را با واقعیتها آشنا میسازد.
5ـ علم انقلاب بیرونی است. 6ـ علم زیبایی عقل است.
7ـ علم در مقابل هجوم بیماریها، سیلها، زلزلهها و طوفانها ایمن میدهد.
8ـ علم جهان را با انسان سازگار میکند.
و آثاری از این قبیل بر علم مترتّب است(برای کسب اطلاع بیشتر به کتاب انسان و ایمان شهید مطهری مراجعه نمائید.).
اگر انسان از این ویژگیها و خصوصیات بهره نبرد، به ایمان که شرط اوّل آن علم و شناخت است نمیرسد در نتیجه عمل شایستهای نیز برای او حاصل نخواهد شد. سخن را با گفتار رسول گرامی اسلام که درود عالمیان بر او باد به پایان میبریم:
حضرت در رابطه با دانش و فرمانبرداری خدا میفرمایند: طَلَبُ العلم فریضةٌ علی کلّ مسلمٍ... به یُطاعُ الربُّ و یُعیدُ، و به تُوصَلُ الارحامُ، و یُعرَفُ الحلاُ من الحرامِ، العلم امام العَمَلِ و العَمَلُ تابعُه، یُلهَمُ به السُعداءُ و یحرَمُهُ الاشقیاء تحصیل دانش بر هر مسلمانی واجب است... با دانش است که پروردگار فرمانبری و پرستش میشود و با دانش است که پیوندهای خوییشاوندی برقرار میماند و روا از ناروا بازشناخته میشود. دانش پیشوای عمل است و عمل پیرو آن میباشد، به نیکبختان دانش الهام میشود و شوربختان از آن محروم میشوند
اگر دانش این بهرهها را نداشت به فرموده رسول مکرّم اسلام(ص) باید به خدا پناه برد. رسولالله(ص) کان یقول: اللهمَّ انی اعوذُ بک من علمٍ لاینفَعُ و من قلبٍ لایخشَعُ... پیامبر خدا که درود زبانی و تهنیت قلبی نثار او باد میفرمود:بارخدایا!به تو پناه میبرم از دانشی که سودی نبخشد و از دلی که خاشع نباشد.
انسان خود نوعی حیوان است، از این رو با دیگر جانداران مشترکات بسیار دارد. اما یک سلسله تفاوتها با همجنسان خود دارد که او را از جانداران دیگر متمایز ساخته و به او تعالی و مزیّت بخشیده و او را بیرقیب ساخته است. تفاوت عمده و اساسی انسان با دیگر جانداران که ملاک انسانیّت او است و منشاء چیزی به نام تمدّن و فرهنگ انسانی گردیده است در دو ناحیه است علم و ایمان یا بینش و گرایش.
علم به معنی اعم یعنی مجموع تفکرات بشری درباره جهان(شهید مطهری، کتاب انسان و ایمان).
علامه محمد تقی جعفری علم را این گونه تعریف کردهاند:«علم روشنکنندهی واقعیات است در آن حدود که وسایل و ابزار و ساختمان مغزی شخص عالِم و محدودیت هدفگیریها و موضعگیریهایش را مشخص مینماید»عرفان اسلامی، علامه جعفری، ص 145.
علوم به دو قسمت تقسیم میشود:یکی علوم دنیایی که هدف این علوم رسیدن به مقاصد مادّی دنیوی است و دیگر علوم اخروی که هدف آنها نیل به مقامات معنوی و وصول به مدارج عالی اخروی است. البته امتیاز هر یک از این علوم به امتیاز نیّتها و مقاصد آنهاست. خود علوم اخروی نیز از همه حال خارج نیست یا از قبیل علوم و معارف الهی، نظیر توحید است. یا از قبیل علم تهذیب نفس، تزکیه اخلاق و سلوک الیالله است، یا از قبیل علم آداب و سنن عبودیت است. اکنون باید اعتراف کنیم که آباد نمودن جهان آخرت بسته به این سه امر است. اما نکتهای که باید اضافه کنیم این است که از مهمترین تعالیم اسلام اعتقاد به این اصل و سنت الهی است که دنیا نباید به خاطر آخرت ترک شود و آخرت نیز نباید فدای دنیا گردد(در روایات ذکر شده که معصوم میفرماید از ما نیست کسی که آخرتش را به خاطر دنیا از دست بدهد و یا دنیایش را به خاطر آخرت ترک بگوید.
مطابق این مقدّمه که برگرفته از تعالیم انبیاء و مستفاد از قرآن شریف است، علوم به هر درجه که هستند راههای وصول به بهشتند. در واقع رهرو هر علمی رهرو راهی از راههای بهشت است. اما به این شرط که علم، راهی به سوی عمل باشد حتّی علم توحید زمانی نافع است که انسان را از گناهان بازدارد و به انجام اعمال شایسته سوق دهد.
به تعبیر عرفا اگر علوم مختلف در حدّ شناخت و معرفت باقی بماند، شریعت است. ولی اگر به عمل بیانجامد و به قول شهید مطهری به ایمان تبدیل شود «طریقت» یا رهپیمایی یا رهرویی به سوی حق خواهد بود. به طور یقین علم و شناخت فقط روشنگر راه است. ولی اگر به باور قلبی و ایمان باطن تبدیل شد انگیزه و حرکت ایجاد مینماید و تا حرکت نباشد وصولی نیز نخواهد بود.
شناخت <-- ایمان <-- عمل صالح
اگر آثار علم نافع را بررسی کنیم میفهمیم که:
1ـ علم به ما روشنایی و توانایی میبخشد.
2ـ علم ابزار ترقی میسازد.
3ـ علم به رهروی انسان سرعت میبخشد.
4ـ علم نمایاننده هست هاست و ما را با واقعیتها آشنا میسازد.
5ـ علم انقلاب بیرونی است. 6ـ علم زیبایی عقل است.
7ـ علم در مقابل هجوم بیماریها، سیلها، زلزلهها و طوفانها ایمن میدهد.
8ـ علم جهان را با انسان سازگار میکند.
و آثاری از این قبیل بر علم مترتّب است(برای کسب اطلاع بیشتر به کتاب انسان و ایمان شهید مطهری مراجعه نمائید.).
اگر انسان از این ویژگیها و خصوصیات بهره نبرد، به ایمان که شرط اوّل آن علم و شناخت است نمیرسد در نتیجه عمل شایستهای نیز برای او حاصل نخواهد شد. سخن را با گفتار رسول گرامی اسلام که درود عالمیان بر او باد به پایان میبریم:
حضرت در رابطه با دانش و فرمانبرداری خدا میفرمایند: طَلَبُ العلم فریضةٌ علی کلّ مسلمٍ... به یُطاعُ الربُّ و یُعیدُ، و به تُوصَلُ الارحامُ، و یُعرَفُ الحلاُ من الحرامِ، العلم امام العَمَلِ و العَمَلُ تابعُه، یُلهَمُ به السُعداءُ و یحرَمُهُ الاشقیاء تحصیل دانش بر هر مسلمانی واجب است... با دانش است که پروردگار فرمانبری و پرستش میشود و با دانش است که پیوندهای خوییشاوندی برقرار میماند و روا از ناروا بازشناخته میشود. دانش پیشوای عمل است و عمل پیرو آن میباشد، به نیکبختان دانش الهام میشود و شوربختان از آن محروم میشوند
اگر دانش این بهرهها را نداشت به فرموده رسول مکرّم اسلام(ص) باید به خدا پناه برد. رسولالله(ص) کان یقول: اللهمَّ انی اعوذُ بک من علمٍ لاینفَعُ و من قلبٍ لایخشَعُ... پیامبر خدا که درود زبانی و تهنیت قلبی نثار او باد میفرمود:بارخدایا!به تو پناه میبرم از دانشی که سودی نبخشد و از دلی که خاشع نباشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:46 توسط حسن تبار
|
@@@@@@@@@@@@@@@